خیالپرداز نادان

من یک پارادوکسم

فعلا یک پاکت مانده روی دستم

هنوز حس ثابتی نسبت به سیگار ندارم. حالا که آن را به درست‌ترین حالتش می‌کشم گیج و منگ می‌شوم. علی می‌گوید «اینطوری بگم بهت: ما سیگار رو واسه سرگیجه‌ش می‌کشیم!» ولی سرگیجه و سست شدن چیزی نیست که من دنبالش باشم. برای سردردهایم 8 سال تحت درمان بودم. اتاق تاریک، دستمال، تنهایی، درد، درد و باز هم درد. گاهی با خودم فکر می‌کنم اگر آن روزها ورزش نمی‌کردم از پا درمی‌آمدم و امروز باید خیلی فرسوده‌تر می‌بودم. من چیزی که برایم لذت نداشته باشد و با خودش درد بیاورد را می‌گذارم کنار. خواه آدم باشد، خواه سیگار و خواه چیپس.

 

 

پ.ن: دومین پست امشب. قبلی؛ عالیس برمی‌گردد.

۰ موافق ۰ مخالف

؛)  این پست رو دوست داشتم!

:)

( همچنان به چس دود رای می‌دهد :) )

باشه :))

+ پاکت سیگارهای روی دست مانده شما را خریداریم. :))

بیا مجانی برا خودت. فکر کنم فقط 5 تا ازش کشیدم.

امیدوارم سیگار اذیتت نکنه و مشکلی برات پیش نیاره. با همین امیدواری به نظرم علی کاملا درست می گه. نشون میده یه سیگاریِ واقعی و عاشقه.

دیگه رغبت ندارم برا کشیدنش.

آره علی کارش درسته.

آقا
می‌شه سیگار رو پست کرد؟ من حاضرم پول پست‌اش رو بدم تا اصفهان. قطعا یه بسته بخرم ارزون‌تر پام می‌افته ولی حس خیلی خوبی داره که یه بسته سیگار نصفه برای آدم پست بشه..

من خانوم هستم.

نمی‌دونم راستش :-؟ سیگارم الان چند روزه که بازه. تلخ میشه طعمش. می‌حوای جدی؟

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
مینویسم هرآنچه را در ذهنم میگذرد. مینویسم تا بتوانم زنده بمانم!

+ کوچ کرده از بلاگفا.

++ رمز پست‌ها را برای آن‌هایی که باید، فرستاده‌ام.
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان