درست است که ما در فضاهای علمی-آموزشی از آن کمدهای معروف امریکایی نداریم که مثل فیلم ها یکهو یک عدد جنس مخالف ظاهر شود و به درب کمد برخورد کند و برگه های ما پخش زمین شود و دو نفری هم زمان بخواهیم آن ها را از روی زمین جمع کنیم و بعد باز هم یکهو در چشمان همدیگر نگاه کنیم و باز هم خیلی یکهویی عاشق شویم(!!) و احتمالا هم باید بیخیال این اتفاق فانتزی شویم، اما خب در عوض اینجا مجبوریم خلاقیت به خرج دهیم و از گزینه های دیگری مثل جامدادی و برگه ی کاغذ حاوی شماره استفاده کنیم! البته درست است که در لحظه ی اولِ دیدن کاغذ در جامدادی ام خنده ام گرفت، چون اقلا اگر 50 ساله شدم خاطرات دانشگاهی دارم، اما خب بنده از این سبک استقبال نمیکنم چون روش های فانتزی تر و شاعرانه تری را میپسندم!