خواستم بگویم "اصلا گور بابات عزیزم(!!)"، اما چرا گور "باباش"؟! چکار به پدرش دارم؟! گردن خودش است که برای من جذاب است نه گردن پدرش!! صدای خودش است که هوش از سرم میبرد نه صدای پدرش!! در نگاه چشمان خودش غرق میشوم نه نگاه چشمان پدرش!! راه رفتن و لباس پوشیدن خودش است که باعث میشود لبهایم را کمی به سمت راست جمع کنم و از داخل گاز بگیرم نه مدل راه رفتن و لباس پوشیدن پدرش!! عاشق سخت کوشی و روحیه ی شکست ناپذیر خودشم نه سخت کوشی و روحیات پدرش!! این وسط گناه پدرش چیست؟! اصلا گور خودت عزیزم(!!!)!!