خیالپرداز نادان

من یک پارادوکس بزرگم

خیالپرداز نادان

من یک پارادوکس بزرگم

خیالپرداز نادان

مینویسم هرآنچه را در ذهنم میگذرد. مینویسم تا بتوانم زنده بمانم!

+ فقط و فقط مقدم کسانی را به وبلاگم گرامی می دارم که مرا بدون قضاوت می خوانند!

++ و بله! شاید خیلی منفی. وبلاگم صدای ناگفته‌هایم است.

+++ کوچ کرده از بلاگفا.

آخرین نظرات
  • ۲۸ ارديبهشت ۹۷، ۱۹:۲۷ - :-)
    :-((...
  • ۲۸ ارديبهشت ۹۷، ۰۴:۵۱ - زهرا حسین زاده
    آخ آره :(
پیوندهای روزانه

همچون کمد نارنیا

چهارشنبه, ۱۳ مرداد ۱۳۹۵، ۱۲:۰۴ ب.ظ

به عنوان یک female ایرانی که حجاب اجباری دارد باید بگویم پیچیدن باد در موهایم، حتی موهای کوتاهم، تجربه ی دنیایی است جدید! حس ناآشنا و شگفت انگیزی که مثل رد شدن شهابسنگ، هرچند وقت یکبار رخ می دهد، مرا به وجد می آورد و آرامم می کند! 

  • ۹۵/۰۵/۱۳
  • • عالمه •

نظرات (۸)

هوم
پاسخ:
اوهوم (:
اجبار یا رعایت حقوق؟
پاسخ:
اجبار.
اگه به رعایت حقوق بود که «انسانیت» باید در صدر می بود و بین زن و مرد فرقی نمی ذاشتن!
ولی اگه حجابم نداشته باشند میشوند بلای جان هزاران نفر...
پاسخ:
حرف شما در یک صورت صحیح است آن هم اگر آن هزاران نفری که می گویید با همین سیستم ما رشد پیدا کرده باشند؛ یعنی تفکیک جنسیتی از 7 سالگی، یعنی "عیبه، گناهه"، یعنی فراموشی انسانیت. وگرنه الان همه ی آدم های کره ی زمین باید دچار بلا می بودند!
راستش را بخواهید از نظر من در زندگی مسائل و دردهای مهم تری نسبت به زلف و دست بدون آستین وجود دارد.
مطلب اصلی یخورده ادبی بود انگار، نظری راجع بهش ندارم. من اونقد تعطیلم که این مدل نوشته ها رو اصلا نمیفهمم که حالا بخوام نظرم بدم:). اما پیرو جواب شما توی کامنت دوم دو تا ایراد وارده؛ اول عرض کنم اگه منظور از انسانیت همون «اخلاق» و این حرفاس که اصلا اخلاقی نارواس اگه فرقی بین مرد و زن جماعت نباشه؛ اخلاقیش اینه که «مزد آن گرفت جان برادر که کار کرد»، این مصرع معنیش نه ولی تفسیرش قشنگ داره میگه که برای به دست آوردن چیزی باید لایقش بود. زن کاری نکرد؛ این اخلاقی نیست که سرکار و سربار با هم برابر باشن.
دوم عرض کنم:) اینکه انسانیت و اخلاق با «حقوق»(با هیچکدوم از معانی "حقوق") ارتباط نسبی دقیق و همیشگی یی نداره،  این نیست گه حتما حق و حقوق مبنای اخلاقی داشته باشه (راجع به این نسبت یه مثال  واضح و واقعی از خودم دارم اگه خواستی مطرح می کنم)؛ از این جهت استدلال غلطیه این قسمت از جواب که «اگه به رعایت حقوق بود که «انسانیت» باید در صدر می بود».
ولی این اجباری که همه ی زن جماعت ازش شاکیه نه بخاطر رعایت حقوقه، نه به انسانیت و اخلاق، نه به دین و ایمون؛ دلیلش ضعف عقلی و فیزیکیه.
چه نظر طولانی یی شد:))
پاسخ:
در خصوص بخش اول حرفات؛ بله. در ابتدای بشریت اون طور بود که زن توی غار بود و از بچه ها مراقب می کرد، مرد هم می رفت شکار برای تهیه ی غذا. الان دیگه نه غارنشین هستیم نه قحطی شغل هست برای خانوما. این دلایل هم ربطی به این نداره که زن ها خودشون رو با پارچه بپوشونن اما مردها نه! یا مثلا دیه و شهادت و ارث و این حرفا نصف باشه، یا ما رو ورزشگاه راه ندن. چون هم مرد هم زن انسان هستن و دلیلی وجود نداره از این تبعیض های الکی بینشون قائل شن.
حرف من این بود که فقط یک جنسیت وجود داره؛ انسان! و اگه آدم از این زاویه به این قضیه نگاه کنه دیگه تبعیض جنسیتی هم وجود نداره. اون وقت همه حق و حقوق برابر خواهند داشت.
به شدت متاسفم که فکر می کنی زن «ضعف عقلی» داره!! اگه مورد بالا رعایت بشه اونوقت دیگه هی سیسمونی صورتی برای دخترا نمی خرن و فقط عروسک نمیدن دستشون. و هی درِ گوشش نمی گن خوشگلی و از باهوش بودنش هم حرف می زنن تا دختر یاد بگیره فقط ظاهر مهم نیست. اون وقت دیگه سرویس طلای دخترخاله ش واسش مهم نیست و بزرگترین آرزوش ازدواج کردن نخواهد بود. همه چیز بستگی به شرایط زندگی آدما داره آقای محترم! همیشه اینطور نیست که فقط پسرا عاشق باز و بسته کردن پیچ و مهره ی دستگاه ها باشن. برید نگاهی به تاریخ بندازید ببینید چندتا دانشمند و هنرمند و ورزشکار زن توی دنیا وجود داشته تا حالا! باز هم می گم متاسفم!!
هجمه زدیا:)) متاسف چرا آخه:)
شما یه اشاراتی کردی ولی من اصلا نه وارد مباحث دینی شده بودم نه قانونی، نه مثالی زدم، حتی گفتم با مطلب اصلی کاری ندارم. وارد بحث حجاب هم نشدم، بحث حجاب از حوصله خارجه:). من دو تا نکته راجع به جواب شما توی کامنت دوم عرض کردم. عرایض شما درباره سیسمونی صورتی و طلای دختر خاله و پیچ و مهره هم صحیحه اما من به اون چیزام وارد نشدم که وسط نیاد چون هیچ نفع یا ضرری نسبت به موضع من نداره اون مسایل.
مضمون پاراگراف اول کامنت من این بود که نابرابری زن و مرد بر حق هستش.
پاراگراف دوم هم فقط یه ایراد به جواب شما توی اون کامنت بود.
پاراگراف سوم اما موضع گیری بنده بود با این مضمون که «شما نمیتونید که ندارید (حالا هرچی رو)» و شما زنا مادامی که نتونید تصوراتتونو عملی کنید، هر دلیلی هم که بیارین باز  توجیهی بر ناتوانیتون نیست.
برا منم صدق میکنه برا همه صدادقه، من اگه میلیونر نیستم بخاطر اینه که از انجام یسری کارا به هر دلیل ناتوانم، دلیلش هرچی باشه باز ناتوانی منو زیر سوال نمیبره. زنا هم اگه قادر بودن، الان وضعیت دلخواهشونو داشتن، و اینکه برای جمعاعت زن انتظار رعایت و همکاری از غیر همجنس در راستای برآورده شدن آرمان های برابری و این حرفا... انتظار صحیحی نیست.
یادمه راهنمایی بودیم اکثر کلاس درس نخون بودن، موقع امتحان همه درس نخونا اعتراض می کردن که مثلا معلم امتحان نگیره، اما درس خونا میگفتن امتحان بگیره، بعد تنبلا سعی میکردن شاگرد زرنگا رو با خودشون هم نظر کنن با این استدلال که اگه حرف ما به کرسی بشینه و امتحان کنسل شه تو هم دیگه امتحان نمیدی و به نفعته:)))
این حکایت حرف شماس که گفتی «فقط یک جنسیت وجود داره؛ انسان! و اگه آدم  ...  اون وقت همه حق و حقوق برابر خواهند داشت»؛ خب این یه معادله ی خیلی سادس که ضعیف دنبال برابری با قوی باشه؛ ولی حق نیست.
از این جهت حقه که مردا تبعیض جاری کنن والا.
پاسخ:
وقتی حرف از «حق و حقوق» میشه بحث حجاب هم هست. چون اجباریه نه اختیاری، و اینکه چرا زن باید خودش رو بپوشونه!
که من با مضمون پاراگراف اول شما مخالفم.
"تو کز محنت دیگران بی غمی / نشاید که نامت نهند آدمی"
اصلا مثال جالبی نبود، چون من اگه واقعا به برابری اعتقاد نداشته باشم میرم فمنیسم افراطی می شم و مرد رو داخل آدم هم حساب نمی کنم!!
شما رو چه حسابی می گی زن جنس ضعیفه و و مرد قوی؟ از چه نظر دقیقا؟
و اینکه امثال شما حق دارن اینطوری حرف بزنن. به هرحال مملکت بر پایه ی مرد سالاریه، اصلا دین بر پایه ی مرد سالاریه. قسمت اعظم مباحث دینی درگیر امیال جنسیه و اون طور که از دین بوش میاد مرد ضعیف تره که با دیدن یه ساق دست بدون پارچه بند تومبونش شل میشه (:
و فریاد از تبعیض جنسیتی، داد آدم را در می أورد این بی عدالتی ها. چرا نمیتونن قبول کنن زن و مرد جدا از هر نوع پوششی در کنار هم برأی پیشرفت فرهنگ و جامعه تلاش کنن؟؟؟ می دونی، تنها خواسته من به عنوان یه دختر ١٦ ساله اینه که وقتی میرم توی یه موسسه ای که بین ١٥٠ تا دانش اموز ٣ تا دخترن، دربون موسسه برنگرده بهم بگه تو که اخرش باید ظرف و کهنه بچه بشوری چرا میای اینجا؟؟؟؟!!!!!! عالمه، من میدونم که میدونی، اینجا اگه دختری باید خودتو بکشی تا بتونی توی جامعه خودت رو نشون بدی. برای ثابت کردن اینکه میتونی باید چندین برابر یک مرد تلاش کنی، قوی بمونی و ناامید نشی. و آخرش آقایون شانس بیشتری دارن تا بتونن هرکاری رو انجام بدن. اونموقع میگن که چی؟ آقایون توانایى بیشتری توی کار کردن دارن. شاید بتونی درکم کنی وقتی اون لحظه میخوام با فریاد بهشون بگم: آقایون "توانایی" بیشتری نسبت به خانوما ندارن، این جامعه با أفکار پوسیدش فقط میتونه به آقایون فرصت این رو بده که بیشتر از خانوما کارکنن. 
دردناک تر از همه اینها برای من خانم هایی هستن که این موضوع رو قبول کردن و برأی تغیر دادنش هیچ تلاشی نکردند و نمیکنن. یه مثال ساده: 
معلم - اگه کسی تو تاکسی اذیتتون کرد، همونجا پیاده شین تا هم "نجابتتون" حفظ شه هم دیگه اذیتتون نکنن. 
پاسخ:
چون توی جغرافیای گربه ای شکل بزرگ شدن عزیزم. از بچگی همین افکار رو به خوردشون دادن (:
آره، توی جامعه ای مثل جامعه ی ما زن ها دارن بیشتر از مردا تلاش می کنن تا به جایگاه واقعی خودشون برسن و با مشکلات بیشتری رو به رو هستن. یکی از هم باشگاهی های سابق من توی صدا و سیما کار می کنه. خانوم محجبه ای هست ولی چادری نیست. حراست بهش گیر داد که خانومِ فلانی، این لباسی که پوشیدین مناسب نیست، باسنتون معلومه!!
آره، حماقت امثال اون عده از زن ها که مرد «باغیرت» می خوان که هی بگه "روسریت رو بکش جلو، شلوارت تنگه" هم در نوع خودش جای خنده و گریه داره!
"نجابت"!!! بذار من دیگه حرفی نزدم فاطمه جان!
من نمیدونم چرا از هر دری وارد مبحث حجاب میشین شما زنا:))
اتفاقا من بیشتر از خود شما برابری زن و مرد رو می پسندم ، همین نابرابری دهن مردا رو صاف کرده والا؛ در حالی که شما جارِ حجاب و اجبار و این حرفا رو می زنید جامعه داره جور بی منفعتی شما رو هم میشکه، زن روی زمین راه میره و مصرف می کنه و مصرف می کنه و مصرف می کنه! و دغدغه ی حجاب داره در حالی که شکمش توسط دیگری سیر میشه؛ از نحوه ی تربیت شدن همجنساش ایراد میگیره و نوبتش که شد همون تربیتو روی نسل خودش اعمال می کنه؛ من بیشتر از جماعت زن خواهان برابری ام:) زن جماعت حتی برای به قول شما حق و حقوقش هم دست به دامن مرد هست! این وظیفه ی خودتونه که به برابری برسید، اگه جامعه نگاه نابرابر به زن داره خودتون باید درستش کنین، اینکه شما بگی زنا فلان مشکلات رو دارن و باعث و بانیش مردا هستن که موضوعیت نداره. حتی اگه فرضا در نظر بگیریم که مردا سد راهتون هست، بازم ناتوانی خودتونو ثابت می کنه.
یبار یه خانمی بود 36 ساله که فوق العاده داعیه دار برابری بود و مینالید از اوضاع کار، گفتم فلانی بیا واسه من کار کن، گفت باشه کار چیه؟ گفتم ترکیبی از کارگری و حسابداری و منشی و فروشندگی؛ با قسمت کارگریش مشکل داشت و نظرش این بود که مناسب وضعیت یه خانم نیست. اونوقت این از نگاه یک مرد تبعیض نیست؟؟ در جوابش همجنسای شما میگن که خب فیزیک زن مناسب یسری کارا نیست. باز هنوزم تبعیض نیست؟
اینه که شعار شما بانوان اصلا نوعی مصادره به مطلوبه، نه برابری.
پاسخ:
هر دری نبود و بحث حقوق برابر بود (:
مطمعنی که اینطور فکر می کنی؟ ادبیاتت که اصلا این رو نمی رسونه! یعنی توی خانواده و محل شما زن شاغل نیست؟ تو از خونه بیرون میری اصلا؟ ایستگاه تاکسی دانشگاه ما راننده ی زن هم داره.
چه نگاه پایینی داری واقعا! جامعه ی مردسالار دینی می گه مرد صاحب زنه و بنابراین یه عده نه می ذارن زنشون بره سر کار، نه دختراشون. تازه این مردها لذت هم میبرن که سرپرست چند نفر دیگه هستن و حس غرور بهشون دست میده! خرج بچه های پسرشون رو هم میدن. سن 18 سالگی و مستقل شدن براشون معنی نداره. اینجا به زن مجرد هتل و خونه نمی دن، اینا "قانون" هستن! بعد شما میگی تنهایی وضع رو تغییر بدیم (:
ما دست به دامن نیستیم. تا نسل کله پوک ها منقرض نشه وضع همینه. با این افکار پوسیده مگه میشه کاری هم کرد؟؟!
خب آره اکثریت خانوما نمی تونن شغلی مثل کارگر اسباب کشی داشته باشن، دلیلشم واضحه. به تبعیض جنسیتی هم ربطی نداره. تبعیض جنسیتی اینه که چرا ما مربی مهدکودک هامون مرد نیستن! البته توی کشور ما که این حرفا خنده داره چون ارزش ها واسه مردهاست وگرنه مرد فاحشه هم داشتیم!!
در آخر حرفام بگم که همه با هم برابرن فقط خانوم ها با توجه به روحیاتشون محترم تر هستند. همونطور که آقایون باید بیشتر تایید شن و بهشون اعتماد کرد.
چقد من محکوم شدم به نگاه پایین داشتن و چقد اظهار تاسف شد برام:))
پاراگراف اول رو به قصد تخریب نوشتی؟:) نه توی محل کار من حتی یک زن هم نیست، هیچ زنی هم از اونجا رد نمیشه حتی. اینبار نمیدونم چرا یادم رفت اما من همیشه اینو اول کار میگم که "از استثنا ها مثال نزنید" استثنا ها بحث رو کج می کنن، عامه رو ملاک بگیر که کلیت بحث خراب نشه.
اون تبعیض های اجتماعی هم که مثال زدید بله تحت سلطه ی رجاله و رجال مادامی که قدرتشو داشته باشه به دلخواه کنترلش می کنه، امر غیر عادی و عجیبی هم نیست، نسوان اگه زمانی به سطح توانایی لازم برسن به طور خودکار ورق بر میگرده. اگه!
وبلاگ شما بیننده زیاد داره، من امیدوار بودم چند نفر با ما مخلوط شن توی این ماجرا اما نشد دیگه:) به هر حال مفیده اینجور بحثا، قرار هم نیست حتما طرفین متقاعد بشن، همین که حمله و دفاع میشه خیلی خوبه. اینبار که کسی همراه نشد، حالا پست های بعدی رو باید محکمتر دعوا کنیم:))
پاسخ:
بله، چون از نگاه من همینطوره D:
تخریب چیه! داریم بحث می کنیم. خب من توی خاندانی بزرگ شدم که خیلی از خانوم هاش شاغل هستن. به علاوه شما چند بار تکرار کردی که "خانوم ها مصرف کننده هستند، خانوم ها همش می خورند، یکی دیگه داره شکم خانوم ها رو سیر می کنه" که این آخری خیلی لحنش بد بود -__- انگار شما سرپرست یه سازمان خانومِ بی سرپرست هستی |:
مردم ما کلا تماشا می کنن! خودشون رو درگیر نمیکنن :دی
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی