تجربه ثابت کرده است که هرچه صفحه های ایرانی کمتری را در شبکه های مجازی دنبال کنم آرامش خاطر بیشتری خواهم داشت! متاسفانه کار از شاخ درآوردن گذشته و نه تنها عکس العمل و حرف های مردم نسبت به موضوعات مختلف برایم عادی شده بلکه می توانم واکنش آن ها را حدس بزنم. چون نظرهای به شدت تکراری را می توان زیر عکس ها دید.
صفحه اگر ورزشی، به خصوص فوتبالی، باشد شما می توانید انواع تکه های آب دار و فحش های به روز را در آن ببینید! همچنان تعصب های قومی قبیله ای پابرجاست و همچون نونهال کَل کَل که نه، دعوا می کنند و کلمات رکیک نثار هم می کنند! اگر صفحه ی اخبار روزانه ی هالیوود باشد همیشه چند نفر هستند که بگویند "چقدر بدون آرایش زشته!" و تمام احساسات منفی خود را بروز دهند و من مدام از خودم می پرسم "از این همه ابراز نفرت چه سود؟! و اصلا اگه واقعا از این بیچاره خوشت نمیاد، و اگه واقعا بهش حسادت نمی کنی (اسمایلی پوزخند) خب چرا راجع بهش نطر می دی؟!". در این صفحات همچنین شاهد عکس های Close Up هنرمندان هستیم. آن وقت است که با دیدن جمله ی "وااا این چرا سبیل داره؟! وای ریش هم که داره!!!؟" به شدت احساس درماندگی می کنم که "با کیا شدیم 80 میلیون نفر؟!" چون حالا بیا و به این ملت بفهمان که ای هموطن! موی صورت خانم ها موی زائد محسوب نمی شود که انتظار داری یک سلبردی معروف مثل قریب به اتفاق هموطنان ما نزد اکرم خانم آرایشگر برود و بگوید "بند ابرو و بند صورت لطفا!" در ضمن دو نخ موی باریک روی صورت را ریش و سبیل نمی نامند و بهتر است به خودمان بخندیم که وقتی دور هم هستیم اینقدر با دقت یکدیگر را برانداز می کنیم و احساس نا راحتی به هم هدیه می کنیم!! و آن ها مثل قریب به اتفاق ما از پیشانی تا انگشت پاهایشان را اپیلاسیون نمی کنند چون موی دست، گردن، سینه، شکم و کمر جز موهای زائد محسوب نمی شود. 
سپس می رسیم به عکس های کنار ساحل. با نادیده گرفتن از عده ی محدود و نادری که می گویند "اگر عریانی نشانه ی تمدن بود پس حیوانات متمدن ترین هستند!" می رسیم به عده ای که حتی با دیدن عکس های سوپر مدل های ویکتوریا سیکرت می گویند "این که هیچی نداره!! اینکه دو پاره استخونه!" و من هی از هرجهت سر تا پای شخصِ در عکس را برانداز می کنم تا ببینم چه چیزی کم دارد و هی هرچه بیشتر نگاه می کنم زیبایی بیشتری می بینم. سپس دلم می خواهد داد بزنم که "هموطن! همین آدمی که می بینی 6 روز در هفته ورزش می کنه و رژیم غذایی داره و با کلی پشتکار برای حرفه ش تلاش می کنه! مثل من و تو روزی 25 ساعت توی فضای مجازی ول نمی چرخه!" و ای هموطن! باز هم اگر واقعا به این بیچاره حسادت نمی کنی، و اگر دستت به گوشت نمی رسد نگو پیف پیف بو می ده!، و اگر از این آدم که حتی نمی داند من و تو وجود خارجی داریم خوشت نمی آید دست بکش و تنفر پراکنی نکن لطفا! و این بار بلندتر فریاد می زنم ای هموطـــــن!! از این معیارهایی که جامعه ساخته است و مردان و زنان را درون قفس کرده بیا بیرون لطفا! (با صدای پچ پچ بخوانید؛ و اگر داف پسند و پُ.رن پسند هستی خب به من چه ولی به بقیه گیر نده!)
نوبتی هم که باشد نوبت تحلیل گران است که به دسته های زیاد و متنوعی تقسیم می شوند؛ تحلیل گران زوجی، لباسی، آرایشی، و غیره. مثلا دوست دختر جدید فلان خواننده اصلا بهش نمی یاد و اصلا چرا باید با زنی که از نظر سنی بزرگ تر از خودش است دوست شود؟!! "چقد بی کلاسه، این چیه پوشیده!!؟" طرفداران مذکور دوست دختر جدیدش را مادربزرگ نامیده و آرزو می کنند رابطه شان هرچه سریع تر شکرآب شود. تحلیل گران لباس ذهن خلاقی دارند و همیشه از آرایه ی تشبیه استفاده می کنند. "لباسش شبیه رومیزی ماست! پیرهنش شبیه پرده ی اتاقمه!! شبیه آبنبات شده!!". در مراحل بعدی حتی شاکی می شوند که چرا طرف زیر ابروهایش را تمیز نکرده و به اصطلاح به صورت پاچه بزی در مراسم حضور یافته! (در این حد نگران آآآآبرو(!) و موقعیت شغلی افراد معروف هستند.)
عده ی دیگری هم فرقی ندارد موضوع عکس ورزشی باشد، هنری، سیاسی، یا هرچه. همیشه دنبال نکته به خصوص نکات مثبت پانزده سال هستند که دلیل کارشان هنوز کشف نشده است.
سپس می رسیم به آن دسته از هموطنان عزیزی که با دیدن موی زیر بغل دیگران به خصوص خانم ها طوری "ایش ایش!" راه می اندازند و اوغ می زنند که انگار پایشان در پهن گاو فرو رفته یا کسی آب دماغ خودش را هورت کشیده باشد! آن وقت است که شک می کنم این افراد حتی مقعد داشته باشند یا حتی بدانند «دستشویی» چگونه جایی است! و با خودم می گویم این همه نفرت از خصوصیات طبیعی آدمی چرا؟
در پایان نوبت آن دسته از عزیزان معروفی است که به صورت گروهی، خودجوش و خندان به صفحه های دیگر حمله ور می شوند و با فحاشی به صاحب صفحه ی از همه جا بی خبر که اصلا حتی مقصر هم نیست عقده ی دل می گشایند و فرهنگ و چهره ی واقعی جغرافیای گربه ای شکل را به جهانیان یادآور می شوند.
در رابطه با آن عده ای که از شبکه های مجازی مختلف جهت «مخ زدن» استفاده می کنند فقط سکوت می کنم.

و در آخر این که ای هموطن! بیایید در فضای مجازی لجن پراکنی نکنیم!