خیالپرداز نادان

من یک پارادوکس بزرگم

خیالپرداز نادان

من یک پارادوکس بزرگم

خیالپرداز نادان

مینویسم هرآنچه را در ذهنم میگذرد. مینویسم تا بتوانم زنده بمانم!

+ فقط و فقط مقدم کسانی را به وبلاگم گرامی می دارم که مرا بدون قضاوت می خوانند!

++ و بله! شاید خیلی منفی. وبلاگم صدای ناگفته‌هایم است.

+++ کوچ کرده از بلاگفا.

آخرین نظرات
  • ۲۸ ارديبهشت ۹۷، ۱۹:۲۷ - :-)
    :-((...
  • ۲۸ ارديبهشت ۹۷، ۰۴:۵۱ - زهرا حسین زاده
    آخ آره :(
پیوندهای روزانه

بوی اعتراف می آید!

چهارشنبه, ۲۴ شهریور ۱۳۹۵، ۰۷:۲۲ ب.ظ

باید اعتراف کنم در گذشته های دور آدم هایی با طرز فکر مشابه خودم به نظرم ترسناک بودند!! :دی اما خب چه می شود کرد؟! وبلاگ مثل خانه ی آدم است. کجا می توانم حرف هایم را بنویسم؟
از یکایک شما نهایت سپاس را دارم که با همه ی این حرف ها هنوز نوشته های اینجانب را دنبال می کنید!


پ.ن: چطوره که اینقدر زود به زود ننویسید؟! آخه من چطور می تونم هر روز مثبت 20 تا مطلب بخونم؟! :|
پ.ن2: بخش «ریبلاگ» در بالای وبلاگم را که یادتان نرفته؟ اپدیتش می کنم :)

  • ۹۵/۰۶/۲۴
  • • عالمه •

نظرات (۷)

(((: از   نظر منم ترسناکی... ((: ریبلاگ هم خواندیم
پاسخ:
واهاهاهااااای! :)))
باور کن من آدم خوبیم! :(
((: میدونم خوبی... ولی خب یکم پیچده ای یکم مبهمی یکم چطوری بگم
پاسخ:
آره درکت می کنم. امیدوارم بعدا کم کم واست قابل درک شم ^_^
((: دی: پس به امید قابل درک شدنت دخترجان
پاسخ:
یوهووووو! ^-^
  • زهیر خنیاگر
  • به شخصیت قبل خودم نگاه میکنم خیلی از اون شخصیت خیلی میترسم ... وقتی نگاه به گذشته میکنم شخصیت گذشتم از چیزی که الان هستم میترسید .... ولی شخصیت الانو دوست دارم چون بول شت های فکری زیادی از زندگیم رو کلا کنار گذاشتم [اسمایلی خیلی خوشحال]
    پاسخ:
    منم شخصیت الانم رو دوست دارم. اصلا شخصیت گذشته م اونی بود که دقیقا الان از اون نوع خوشم نمیاد :|
    بلشت ها رو خوب اومدی [اسمایلی عینک دودی]
    الان باید کسای که از شما میترسند رو درک کنید :دی

    پاسخ:
    شما هم می ترسی؟! :دی
    خب اون موقع افکار من عمومی تر بود و خیلی جدی به دنیا نگاه نکرده بودم. اصلا اون موقع همه چیز فرق داشت، حتی دغدغه هام. البته نمی گم این شرایط فقط خاص من بوده، برای خیلی از آدما پیش میاد.
    من ترسم ریخته :))
    پاسخ:
    گووووود! :دی
    خودمون فقط میدونیم کی هستیم
    اینه ک ترسناک میشیم, البته خیلیا همینی ک میدونن کی هستنو از خودشونم پنهان میکنن
     یا خو میکنن بهش اونقدر ک بین خودشون و ماسکشون نمیتونن تمایز قایل بشن...
    بیخیال :دی
    پاسخ:
    خیلی وقتا هم نمی دونیم که کی هستیم!
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی