خیالپرداز نادان

من یک پارادوکس بزرگم

خیالپرداز نادان

من یک پارادوکس بزرگم

خیالپرداز نادان

مینویسم هرآنچه را در ذهنم میگذرد. مینویسم تا بتوانم زنده بمانم!

+ فقط و فقط مقدم کسانی را به وبلاگم گرامی می دارم که مرا بدون قضاوت می خوانند!

++ و بله! شاید خیلی منفی. وبلاگم صدای ناگفته‌هایم است.

+++ کوچ کرده از بلاگفا.

آخرین نظرات
  • ۲۸ ارديبهشت ۹۷، ۱۹:۲۷ - :-)
    :-((...
  • ۲۸ ارديبهشت ۹۷، ۰۴:۵۱ - زهرا حسین زاده
    آخ آره :(
پیوندهای روزانه

پوفــــــ!

يكشنبه, ۱۸ مهر ۱۳۹۵، ۱۰:۵۹ ق.ظ

خونه ی مامان خیلی کوچیکه. یه دونه اتاق خواب داره و آدم اصلا privacy نداره :| پریروز علیرضا زنگ زد. اصلا انتظار نداشتم صدای رفیقی رو بشنوم که ته ته جنوب ایران داره دوره ی سربازیش رو میگذرونه! ولی خب اصلا نتونستم راحت حرف بزنم باهاش و قرار شد که دیروز ساعت 1:30 به بعد بهم زنگ بزنه اما نزد :| با گوشی یکی از دوستاش زنگ زده بود. خب من نتونستم به اندازه ی دلخواه خرذوق بشم :( حالا مامان که احساس میکنه من 14 سالمه هی راجع بهش سوال میپرسه. میگم مادر من دوستمه. میگه خب حالا چرا به تو زنگ زده بود؟؟ من :| خب دوستیم دیگه #ناله_کردن
یعنی مامان نسبت به 10 سال پیش ذره ای تغییر نکرده و از اون بی منطق هاست که نمیشه 2 کلمه باهاش حرف زد. منم در برابر تمام غر زدن هاش و نصیحت های بی مورد و بی معنیش فقط سکوت می کنم. زمانی هم که خیلی مودبانه میگم باشه، میشه 2 دقیقه تنهام بذاری؟ میگه تو خیلی زود عصبانی میشی :| #کوبیدن_سر_به_دیوار  خب تو یک ساعته داری روی روان من اسکیت بازی میکنی #گریه
خیلی خوشحالم که بابام دیگه اونطوری نیست و اگر ذره ای منطقیه به خاطر اون فلسفه و منطقی هست که خونده :|
حتی فکر کردن به این جریانات هم حرصم رو درمیاره :| وای وقتی به این فکر میکنم که مادر اینجانب دقیقا یکی از اون آدمای معمولیه حس خفگی بهم دست میده.

من در حد فاصله ی زمین تا ماه تغییر کردم و جالبه که مامان اینا رو نمیبینه! اصلا فازش رو درک نمی کنم.


پ.ن: خواننده های محترم شما در رابطه با این مطلب آزادی بیان ندارید و از سمت من این اجازه رو ندارید که ندیده و نشناخته قضاوت کنید.
بدون تشکر.

  • ۹۵/۰۷/۱۸
  • • عالمه •

نظرات (۱۲)

اول این که هیچ مادری معمولی نیست ، خاص ترین فرد تو زندگی آدمه :)
این نداشتن حریم خصوصی خیلی ناجوره نه ؟
تو سربازی اصلا آدم ها پیش بینی پذیر نیستن ، یعنی انگار دست زمانشون و رفتارشون دست خودشون نیست
پاسخ:
اول اینکه در هر مواردی استثنا وجود داره و هرکسی سرگذشت خاص خودش رو داره. در نتیجه لبخندت برا خودت.
خیلی.
آره. ولی تایمی بود که گفت اون موقع ها بیکاره. حالا امیدوارم همه چی اوکی باشه باهاش.
  • آقای ژاندارم
  • چون اجازه و آزادی بیان نداریم دیگه هیچی :| 
    نصیحتت نمیکنم :))
    پاسخ:
    خیلی ممنون!
    این درسته که هیچی از مشکلات هم نمی دونیم :|
    پاسخ:
    واسه همین اون «پ.ن» رو تهش نوشتم. و منظور من از معمولی، از لحاظ شخصیتی و اخلاقی بود. هرچند که اون معمولی که تو بهش اشاره کردی کاملا شمال حالش میشه.
    + فکر میکنم لبخندم همیشه مال خودم بوده ، نه برای هیچ کس دیگری
    پاسخ:
    آره، اما وقتی به کسی لبخند میزنیم لبخندمون رو تقدیمش میکنیم. البته ممکنه با من موافق نباشی and that's ok
    خون کثیف خودتو آلوده نکن و به اعصابت مثلث باش :/ بی مزه هم خودتی :))

    پاسخ:
    دلارام! :))))
    من مامانم همین طوره من گذاشتم ب حساب اینکه فلسفه و منطق زندگیمون متفاوته بلاخره اون دیدش با من فرق میکنه بهش حق میدم متفاوت باشه کاره دیگه ای نمیتونم بکنم :/
    پاسخ:
    خب آره، دقیقا دلیلش همینه ولی کاری به کار آدم نداشته باشن :| مگه من مجبورشون میکنم که اعتقاداتم و علایقم رو داشته باشن :|
    پ.ن چه قددددر خوب بود!

    مامانا همیشه مدلشون همینه ها:) مدلشونه جانم:)
    پاسخ:
    :دی

    هی بابا...
  • دالتون وارن
  • اخ دقیقا!!!!کاملا موافقم تازه مامان من بعد از اون جمله ی مودبانم میگه این خیلی بی ادب شده و نمیشه باهاش حرف زد اصلا اعصاب نداره:///
    بابامم همراهی میکنه بدتر://///
    مامان من فک میکنه من هنوز 11 سالمه:///
    پاسخ:
    حتی حاضر نیستن فک کنن که شاید حق با ماست :|
    وای اون دیگه ته هرچی بده! :|
    پوف! -_-
    :d
    مامان وباباها افکارشون با ما فرق دارن
    گاهی با مامانم حرف میزنم دلم براش خیلی میسوزه از بس ساده فک میکنه و...
    ولی امیدوارم همه مامان وباباها سالم باشن با همه بدیهاشون.
    خونسرد باش واحترامشون حفظ کن 😊😊😍😍😍😘


    پ ن:رنگ موهاتو دوست دارم 👌👌👌
    پاسخ:
    پوف! دلسوزی رو خوب اومدی. میفهمم.
    :)
    چشم :دی


    پ.ن: مرسی ^_^
  • پـامـ ـوک
  • مامان منم همینه. من سالها دارم در مورد این مسائل بحث می کنم اما بی فایده ست.
    پاسخ:
    زمانی این وضعیت بدتر میشه که میبینم مامان اطرافیانم اینطوری نیستن :|
  • زهیر خنیاگر
  • عالمه حالا خوبه که حداقل یه طرف ماجرا منطقیه ... برا من از هر دو طرف بگاس :دی
    پاسخ:
    متاسفم! :))
    من که کلا نمیتونم خرذوق شدنمو با کیفیت بالا نشون بدم :))
    پاسخ:
    مشکلی نیست! ولی من مثل اسب ذوق میکنم! :))
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی