خیالپرداز نادان

من یک پارادوکس بزرگم

خیالپرداز نادان

من یک پارادوکس بزرگم

خیالپرداز نادان

مینویسم هرآنچه را در ذهنم میگذرد. مینویسم تا بتوانم زنده بمانم!

+ فقط و فقط مقدم کسانی را به وبلاگم گرامی می دارم که مرا بدون قضاوت می خوانند!

++ و بله! شاید خیلی منفی. وبلاگم صدای ناگفته‌هایم است.

+++ کوچ کرده از بلاگفا.

آخرین نظرات
  • ۲۸ ارديبهشت ۹۷، ۱۹:۲۷ - :-)
    :-((...
  • ۲۸ ارديبهشت ۹۷، ۰۴:۵۱ - زهرا حسین زاده
    آخ آره :(
پیوندهای روزانه

روی لطیف من

يكشنبه, ۲ آبان ۱۳۹۵، ۱۲:۲۴ ب.ظ

به عنوان یک زن خیلی جوان که علاقه ای به ازدواج کردن ندارم، به خصوص حاشیه های قبل از آن؛ مراسم خواستگاری و چانه زدن برای رسیدن به توافق بر سر مهریه (انگار قرار است دختر را بخرند!)، نمی دانم مرا چه شده که با دیدن صحنه ی خواستگاری [سریال خارجی] بغض می کنم، همچون ابر بهار اشک می ریزم، دستمال کاغذی برمیدارم و اشک هایم را پاک می کنم و بعدش فین می کنم! و همانطور که فیلم را pause میزنم و عینکم را از روی صورتم به بالای سرم انتقال می دهم هی می گویم:
"!!I dunnu why I'm cryin'! I just can't help myself"

  • ۹۵/۰۸/۰۲
  • • عالمه •

نظرات (۱۱)

  • وال کوهان دار
  • خواستگاری اونا اخه با مال ما زمین تا اسمون فرق داره یه سال با همن همه چیز  همو می دونن حتی با هم زندگی می کنن  بلکم دختره حامله ام هست بعد آقاهه درخواست ازد میده
    پاسخ:
    100درصد همینطوره. این موضوع توی فرهنگ اونا چهره ی خیلی قشنگتری داره.
  • زهیر خنیاگر
  • واقعا که ازدواج خیلی نفرت انگیزه 
    پاسخ:
    حالا بعضیا دوست دارن *یکی شدنشون* را با دیگران جشن بگیرن ولی خب یکم وحشتناکه :|
  • مجتبی مطوری
  • You can just have you try
    پاسخ:
    بله.
    از رسومِ عروسی کاملا بدم میاد :| حتی از همون جشنِ عروسیش ! :(( به نظرم کاملا بی خودی عه ، فقط خرجِ علکیِ :( همون پول و خرج رو میتونم جایِ بهتر و برا لذتِ بیشتر خرج کنم تا اینکه برا عدّه ای خرج کنم بعد هزار جور حرف بشنوم :| :(


    + از تبریزَم :) تشکراتِ فراوان :)
    چشم حتما میپرسم ، تو خونه هم حساب میکنم ببینم خودم دانلود کنم چند در میاد :)
    پاسخ:
    چون مردم خیلی تجملاتی شدن. میتونن ساده تر برگزار کنن. نیاز نیست خدا میلیون تومن پول گریم عروس بدن :|
    کلا مراسم ازدواج یه جور الگو، یه جو پترن شده که همه میخوان همه ی اون رو مراحل رو مثل هم و حتی بهتر از همدیگه طی کنن.


    + عه، من چندتا دوست مجازی تبریزی دارم :) خواهش میکنم ^_^
    خب این که واضحه :دی گفتی نمیدونم که ببینی ما چی میگیم؟ :دی یه دستی ایا؟ :دی
    پاسخ:
    چی شده؟؟! [به سبک فمیر دور]
    جدی متوجه منظورت نشدم :دی
    کلا آدم باید تو زندگیش خوش بگذرونه
    حالا بعضی خوش گذرونی و حال خوب رو تو ازدواج میبینن...بعضی هم تو بیرون رفتنو گردشو وقت گذروندن با آدما 
    ولی به نظر من هم یجوریه 😕
    انگار یه چیزایی رو از دست میدیم و یه چیزایی دیگه رو بدست میاریم.. منتهی من از چیزایی که الان دارم به شدت راضی ام 😃
    احتمالا شما هم به شدت راضی هستی 😆
    پاسخ:
    آره همیشه اینطوریه. تا چیزی رو از دست ندیم چیز جدیدی رو به دست نمیاریم. (بدون شکستن تخم مرغ نمیشه املت درست کرد.)
    بله، تا حدودی راضی ام :دی
  • هر روز کلی هدیه رایگان
  • سلام وقت بخیر . انشاالله بر هر چی خوبه برسید . قد آرزوهایتان بلند :-)
    پاسخ:
    خیلی ممنون، شما هم همینطور :)
    نه دیگه وقتش شده شوهر کنی :دی
    پاسخ:
    نــــــــــه! :دی
    :))))
    منظورم این بود که خب مشخصه چرا با دیدن اون صحنه گریه ات گرفته و خودت بش واقفی ولی چرا گفتی نمیدونم؟ برام سوال شده بود :)) الان یه احتمال میدم! که فقط خواستی انکار کنی که تحمل زندگی برات اسون تر شه :))
    پاسخ:
    اون دلیلی که فکر میکنی نیست! چون من با انیمیشن ماداگاسکار 3 هم گریه کردم! :))) کلا احساساتی ام :دی
    عهههههه ؟ :))))))) چه باحال پس. و خداروشکر پس که رو اعصابت نبوده :)
    پاسخ:
    البته طبق ریشه یابی هایی که خودم انجام دادم میدونم چرا اینقدر از نظر احساسی ذوق زده میشم این مواقع :)
    چقد تو این مورد شبیه همیم کههههه :) D:
    پاسخ:
    جانم :)
    ما لطیفه ایم، لطیفه 2! :))
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی