خیالپرداز نادان

من یک پارادوکس بزرگم

خیالپرداز نادان

من یک پارادوکس بزرگم

خیالپرداز نادان

مینویسم هرآنچه را در ذهنم میگذرد. مینویسم تا بتوانم زنده بمانم!

+ فقط و فقط مقدم کسانی را به وبلاگم گرامی می دارم که مرا بدون قضاوت می خوانند!

++ و بله! شاید خیلی منفی. وبلاگم صدای ناگفته‌هایم است.

+++ کوچ کرده از بلاگفا.

آخرین نظرات
  • ۲۸ ارديبهشت ۹۷، ۱۹:۲۷ - :-)
    :-((...
  • ۲۸ ارديبهشت ۹۷، ۰۴:۵۱ - زهرا حسین زاده
    آخ آره :(
پیوندهای روزانه

غرغر نوشت

پنجشنبه, ۲۰ آبان ۱۳۹۵، ۰۲:۱۰ ب.ظ

نمیدونم چه مرگمه! خو منکه کم حرف هستم، گاهی بیخود فکر می کنم یکم بیشتر حرف بزنم! حالا بیا و جلوی این مغزِ پر از باگ رو بگیر! با نهایت ادب و عذرخواهی، می زنم می رینم به همه چی! یعنی حد وسط ندارم دیگه. یا صفرم یا صد. یا نمی گم یا بیش از حد می گم. گاهی نباید کنترلم دست خودم باشه، یکی دیگه باید کنترلم کنه که اینقد به زندگیم گند نزنم! مسئله ی دیگه ای هم که وجود داره اینه که اگه ازم بپرسین داری با زندگیت چیکار می کنی؟ می گم I have no idea! معلوم نیست با این حجم از خیالپردازی و اینترنت گردی و گوش دادن به موزیک های تکراری و حتی گشادی در اون حد که حتی لیرکسشونم حفظ نمی کنم قراره به کجا برسم! به جایی رسیدم که بعد از یه ربع کار فکری خسته میشم! دارم می میرم که دوباره نقاشی بکشم اما همه ی کارام نصفه یه گوشه افتادن! اون از پلنرم که کلی پاش خرج کردم و پاش نموندم، اینم از برنامه های ساده ترم که باز پاشون نموندم! چقد دلم میخواد یکی می بود که دوتایی اهرم فشار هم بودیم! و چقدر دلم می خواد که دیگه تو این خونه نبودم. و همچنین دلم خیلی می خواد که یه شهر دور، حتی یه کشور دور می بودم. زندگی فعلی ساکس!

  • ۹۵/۰۸/۲۰
  • • عالمه •

نظرات (۱۲)

آخ گفتی، منم چندتایی نقاشی نیمه کاره دارم. :(  شونصد ساله قراره سه تار یاد بگیرم و نمیشینم تمرین کنم. همش به این امیدم که یه استاد سه تار از هوا نازل بشه و مجانی بهم یاد بده. هعی ... 
پاسخ:
:(
بعد از فارغ التحصیلی باید برم کلاس که مجبور شم طرح بزنم -__-
حالا چرا مجانی؟ اقلا یه ارزون ترش رو پیدا کن.
کاش میتونستم کمکت کنم :(
پاسخ:
لبخند بزن :)
Same :(
پاسخ:
:(
عاااخ عااااااخ عالی 
همین دیروز منم میخواستم ی همچین پستی بزارم 
کاش حداقل یکی بود که اهرم فشار هم بودیم: ))) 
پاسخ:
آخه از بدشانسی دوستام توی شهرای دیگه ن، از جمله خودت -___-
شاید سوال عجیبی باشه ولی میشه بدونم پلنر چیه؟ یه چیزی تو مایه های پلاتر هست؟ 
پاسخ:
نه اتفاقا اصلا عجیب نیست. بیشترین کلمه ای که سرچ شده و لینک داده به وبلاگم همین پلنره! :دی
پلنر از کلمه ی Plan (برنامه ریزی) اومده؛ دفتر پلنر دفتریه واسه برنامه ریزی روزانه، هفتگی، ماهانه و حتی سالانه. که میشه به صورت های مختلف تزیین و جذاب ترش کرد.
با اجازه و از روی تجربه بگم زندگی آلوِیز ساکس :)) ولی همین یه دونه س دیگه لامصب، نمیشه کاری‌ش کرد
ناخواسته یادِ ترجیع‌بندی افتادم از «تَونز وَن زنْتِ» نازنین که میگه «حالا که گیج و منگ روی تخت‌ام می‌افتم / هرآنچه که انجام داده‌ام و هرچه که گفته‌ام / دیگر برایم معنایی ندارند / به زودی می‌میرم و تمام این دنیا فراموشم می‌شود»

پ.ن: اگه وایبِ منفی قرستادم،‌ می‌خوایین همینجا پس‌َش بگیرم :)
پاسخ:
اونکه 100درصد! :)) ولی لحظه ها، دقایق و ساعت هایی هم هستن که خوبه!
انصافا تهش همه چی بی معنیه! ولی خب یه جوری باید خودمون رو گول بزنیم و به جلو پیش بریم.

پ.ن: نه بابا، پستِ من خودش خدای وایب منفی بود! :دی
از شواهداینگونه دریافتیدم کع در تیپ بندی های شخصیت اولویت اولت هنری هست , خصوصیت بارزش همین تنبلیه, ینی ی اهرم فشار میخوای واقعا , چ بهتر ک درونی باشه نشد بیرونیم خوبه , از یکی بخواه ک پایت باشه ی دوستی اشنایی چیزی بلاخره ک البته اون جدی باشه و پیگیر , ی جورایی مدیر برنامه میخوای
این حرف زدن و اینام خیلی داری بزرگش میکنی , این همه کم حرفیتو دیدن حالا ی بار هم دلت خواسته حرف بزنی یا جو طوری بوده میطلبیده بحرفی , ادما ک حرفاشون نیستند , خودشونن ک حرف میزنن , والا سخ نگیر ب خودت
پاسخ:
آره، راستش از اول زندگیم، از بچگی، اول هنر بود بعد ورزش.
کاملا درست میگی. ولی آدم باید یاد بگیره اهرم درونی داشته باشه و متاسفانه من سست عنصرم :| دیگه مجبورم بعد اینکه درسم تمام شد برم کلاس طراحی که اونجا اهرم بیرونیم باشه.
ببین آخه وقتی حرف میزنم و بعدش اتفاقای بدی میفته که پشیمون میشم، اون حرف زدن دیگه ارزش نداره! کم گوی و گزیده گوی اصلا!
سخت نگرفتم که شدم این :|

پ.ن: تو چه زود متوجه همه چی میشیا :دی
آخه استاد گیتار کلاسیکم دوستمه و مجانی بهم یاد میده  P:  
ولی در کل شوخی کردم، فعلا پولم صرف شهریه کلاس آوازم میشه. بعد از تموم شدن دوره آواز، ایشالا اگه زنده موندم میرم کلاس سه تار. 
پاسخ:
آها! چه خوب :)
شهریه ها خیلی بالاست -_-
ممنون که به سوالات خواننده های خنگولی مث کامل و دقیق جواب میدی :) 
حالا کاملا آندرستند شد : دی 
پاسخ:
نفرمایید، این چه حرفیه.
خواهش میکنم :)
چقدرمن هم همین حسارودارم 
عذاب وجدان بعدازنموندن پای قولهایی که به خودم میدم و تصمیم های بزرگی که یک روز میگیرم 
پاسخ:
برا من دیگه عذاب وجدانشم داره عادی میشه...
ایشالا ب زودی شاهد حضورت در کلاسهای طراحی باشیم :دی
همینی ک هستی خوبه , سخ نگیر کماکان :دی

_ از دور شاید ولی از نزدیک هیچی متوجه نمیشم :)))
پاسخ:
هل یس! :دی
ممنون، چشم! :))

+ شکسته نفسی میفرمایید!
زندگی گاهی سخت و خارج از کنترل ما میشه ، ولی به روزی به کام ما هم میشه ، یا حداقل امیدوارم بشه :/
زندگی بین آدما برای ما انسان های رک مقداری ناممکنه ! ، اولین باری که به یکی گفتم ازت منتفرم ، فکر کرد شوخی میکنم ، بار بعدی یه یکی گفتم عاشقتم اونم فکر کرد شوخی میکنم :(
زندگی همچین چیز مسخره ای ، جدیش نگیر
پاسخ:
منم امیدوارم که بشه.
چطور فک کردن که شوخیه؟! حداقل میپرسیدن تا مطمئن شن :(
احساس پوچی خیلی بده. اینا رو اگه تایپ نکنم ممکنه بیشتر توی اون پوچی فرو برم.
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی