هروقت که در خانه گیر افتاده ام، نه که واقعا گیر افتاده باشم ها! فقط انگیزه ی بیرون رفتن را ندارم، و همه چیز یکنواخت می شود می روم به سمت تختم. با زاویه ی 45 درجه رو به رویش می ایستم. چشمانم را می بندم. دستانم را با فاصله از بدنم قرار می دهم. خودم را ول می کنم روی تخت و فقط به این فکر می کنم که جاذبه قرار است چکار کند! همیشه مرا سرحال می آورد!