هستن
نمی خوام باهاشون باشم
تحملشون می کنم
تحملشون می کنم
فاصله می گیرم
همیشه توی اتاق با دری که بسته ست
تحملشون می کنم
تحملشون می کنم
نمی خوام زیاد کنارشون باشم
طفره میرم
نگاهشون نمی کنم
اخمام میره تو هم
تحملشون می کنم
تحملشون می کنم
یه روز میاد که دیگه نیستن
دیگه نیازی نیست که تحملشون کنم
حسرت می خورم
...