دوستِ سیگاری ام خیلی خوب است. مهربان و خوشرو. با ادب و با فرهنگ، و تا دلتان بخواهد بامزه! دوست سیگاری ام می گوید سیگار کشیدن با اینکه کاری است اشتباه اما فرهنگ خودش را دارد. همیشه حق با کسی است که سیگار نمی کشد. درست است که در خیلی از کافه ها سیگار کشیدن آزاد است اما همیشه باید از غیر سیگاری ها برای سیگار کشیدن اجازه گرفت. شاید کسی به دود حساسیت داشته باشد، شاید کسی ورزشکار است، اصلا شاید کسی حامله باشد و ما خبر نداشته باشیم، یا حتی کسی بوی سیگار را دوست نداشته باشد. می گفت یکی از دوستانش فقط در خانه سیگار می کشد تا دودش به طور مستقیم به دیگران آسیب نرساند.
دنیا جای عجیبی است. چون یک سیگاری دیگر مثل خانم الف، همان چشم رنگی خود دوست، از اینکه من با دست دود سیگار را از جلوی صورتم پس میزدم به ستوه آمد و با گلایه گفت: "وای همه ی سیگارمون رو تو تموم کردی! تو که میبینی همه سیگارین پس چرا میای؟!" و شروع کرد به شمردن افراد سیگاری تا ثابت کند که حق با آن هاست. که بگوید ما 5 نفر سیگار میکشیم و شما 3 نفر نه! و اصلا عادی است که ما 5 نفر در 2 ساعت هرکدام حداقل 5 نخ سیگار بکشیم و اصلا مهم نیست که غیر سیگاری ها باید به صورت متوسط 25 نخ سیگار را تحمل کنند!!!