درحال سر و کلّه زدن با جوملای لعنتی هستم. به همه‌ی عواملِ رویِ مخِ آموزشگاه عادت کرده‌ام و نادیده می‌گیرمشان. مدیر مهدکودک می‌خواهد از طریق Telegram عکس‌های جشن شب یلدا را بفرستد. عکس‌ها درحال ارسال شدن هستند. عکس پروفایل مرا چک می‌کند؛
- با حافظ (ناظری) عکس گرفتی؟
+ لبخندزنان؛ آره (اول خیال کردم که عکسم را در Instagram خودِ حافظ دیده، اما درثانیه یادم آمد که درون Telegram است)
- حالا چی شد رفتی کنسرت اون؟
+ (درحالی که تمارض می‌کنم سوال احمقانه‌ای نپرسیده و من دلم نمی‌خواهد که ساختمان را روی سرش خراب کنم) این سبک موسیقی رو دوست دارم.
- آها پس این طوری گوش میدی.
+ (به تمارض ادامه داده و دَم و بازدم انجام می‌دهم)


پ.ن: جواب کامنت‌های شما، همین امشب :)