خیالپرداز نادان

من یک پارادوکس بزرگم

خیالپرداز نادان

من یک پارادوکس بزرگم

خیالپرداز نادان

مینویسم هرآنچه را در ذهنم میگذرد. مینویسم تا بتوانم زنده بمانم!

+ فقط و فقط مقدم کسانی را به وبلاگم گرامی می دارم که مرا بدون قضاوت می خوانند!

++ و بله! شاید خیلی منفی. وبلاگم صدای ناگفته‌هایم است.

+++ کوچ کرده از بلاگفا.

آخرین نظرات
  • ۲۸ ارديبهشت ۹۷، ۱۹:۲۷ - :-)
    :-((...
پیوندهای روزانه

مخترعان عزیز، صبر کنید! ما جنبه نداریم!!

سه شنبه, ۲۸ دی ۱۳۹۵، ۱۰:۱۳ ب.ظ

قدیما توی فیسبوک بودیم، پای کامپیوتر و لپ‌تاپ. عکسا و پستامون متناسب با حالمون بود. گرفته که بودیم یه عکس غمگین می‌ذاشتیم؛ حالا یا هنری، یا از هنرمند محبوب همون دوران مثل اوریل. عکس که عوض می‌کردیم همه باخبر می‌شدن.مجازی بودیم ولی حس و حال همو درک می‌کردیم. اونقدر معرفت داشتیم که یه مسیج بدیم و حال همو بپرسیم. الان همه یا با Telegram مشغولیم یا با Instagram اما خب دیگه کسی نمی‌فهمه غصه داری و یه مرگت هست. حضوری می‌بینن آدمو اما یا نمی‌فهمن چه مرگته یا به خودشون زحمت نمی‌دن بپرسن چون واسشون مهم نیست! داریم راهو اشتباه می‌ریم بچه‌ها...

  • ۹۵/۱۰/۲۸
  • • عالمه •

نظرات (۳)


پست اخرم از عالمه دعوت به همکاری به عمل اومده
پاسخ:
چشم، الان می‌خونم.
  • من مُبهم
  • واقعا راست میگی
    اون موقعها همه رو راست حرف دلشونو میزدن
    اما الان همه نصف ونیمه حرفهامونو میزنیم
    حالت چطوره عالمه؟؟؟
    روبراهی؟؟
    پاسخ:
    اون موقع نیازی به حرف زدن نبود. بقیه احساست می‌کردن. هنوزم هستن اینجور آدما.
    زنده‌م :)
    what happened baby?  -_- 
    پاسخ:
    :)
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی