خیالپرداز نادان

من یک پارادوکس بزرگم

خیالپرداز نادان

من یک پارادوکس بزرگم

خیالپرداز نادان

مینویسم هرآنچه را در ذهنم میگذرد. مینویسم تا بتوانم زنده بمانم!

+ فقط و فقط مقدم کسانی را به وبلاگم گرامی می دارم که مرا بدون قضاوت می خوانند!

++ و بله! شاید خیلی منفی. وبلاگم صدای ناگفته‌هایم است.

+++ کوچ کرده از بلاگفا.

آخرین نظرات
  • ۲ ارديبهشت ۹۷، ۱۸:۴۰ - مسافر قلم
    ای کاش
پیوندهای روزانه

احساس ناامنی

سه شنبه, ۱۹ بهمن ۱۳۹۵، ۰۱:۵۹ ب.ظ

بازدید از وبلاگم زیاد شده. تعداد دنبال‌کنندگانم هم همینطور. راستش یکم ترسناکه این موضوع برام! جدیدن رفتم توی این فاز که ناشناس باشم و دیگه هرجایی با هویت خودم حضور نداشته باشم، و اگه بپرسید چرا باید بگم چون یه سری حقایقی واسم روشن شد (از کسی که فکر میکردم دوستمه، اما فقط یه 2رویِ عوضیه) که احساس امنیتم رو ازم گرفت. سر همین قضیه یه روز پروفایل Instagramم رو private کردم و دلیل اینکه لینک وبلاگم رو از اکانت Instagram و همچنین لینک Instagram رو از وبلاگم حذف کردم، نام نویسنده رو تغییر دادم و عکس خودم رو از بخش "درباره" برداشتم، همشون به خاطر همون اتفاقه. البته فکر میکنم تا چند وقت دیگه اوکی شم مث دفعه قبل.


پ.ن: دومین پست امروز. پست قبلی

  • ۹۵/۱۱/۱۹
  • • عالمه •

نظرات (۱۱)

من با اینطور ناشناس و پرایوت نوشتن موافق ترم. مخصوصا اینستاکرام که بخش عمده زندگی رو خواه ناخواه در دسترس همه قرار میده
پاسخ:
اصن موندم وسط دو راهی!
عای عاندرستــند :))
بنظرم جالب هم هست ناشناس باشی ^^
پاسخ:
آخه هردوشون جالبن برام!
  • محمد روشنیان
  • طبیعیه میگذره.
    تقریباً کاملاً میتونم حتی با جزییات بگم چه حسی داری
    تو داستان یاسر خودمم به چنین برهه ای از زندگی افراد اشاره کردم و همذاپنداری زیادی شد با شخصیت اصلی
    پاسخ:
    امیدوارم بگذره. این دفعه خیلی طول کشیده...
    پس باید بخونمش سر فرصت.
    ما اینجاییم قوی تر أ قبل 
    بدو بدو بریم سری تر أ قبل:)
    پاسخ:
    هیپ‌هاپی من :)
  • سپیده برون
  • عالی اشکال نداره. واسه هرکسی این حس پیش میاد و فکرمیکنه دیگران نزدیک تر با دونستن افکارش بیشتر قضاوتش میکنن. 
    من تقریبا واسه خوشکلی و سادگی قالب اسم و ساعت و تاریخو جمع کردم :)) 
    پاسخ:
    آره، شاید اینطوریه که میگی :(
    اتفاقا باعث میشه بیشتر شبیه دفتر بشه :دی
    یکی از دلایلم که از وبم کندمو این یکیو درست کردم همون شلوغ شدن وبم بود-_-
    وقتی شلوغه انگار دیگه مال خودت نیستی نمیشه هرچی میخوای بنویسی‌یا عکس بزاری
    من معذب بودم -_-
    پاسخ:
    خیلی بده. به‌خصوص که آدم در معرض فیلتر شدنِ الکی هم قرار میگیره.
    میفهمم...
    کلاس های هویت مخفی برگذار میکنیم ها خخخخخخ
    میدونی من خودم قبلا خیلی خودم بودم ، حتی گوگلم میشناختم تا این حد ولی یه روز به بعد دیگه دوست داشتم تو واقعیت خودم باشم نه تو دنیای مجازی برای همین جامون رو عوض کردیم ، خود اصلیم رفتم دنیای واقعی و اون منی که تو دنیای واقعی بودم اومد دنیای مجازی ، خدایی خیلی خوب هم شده ^_^ 
    فقط عزیزم ، نزنه به سرت بخوای اینجا رو ببنیدی ها ! 
    دق مینماییم :|
    پاسخ:
    جون دیگه! :دی
    باید حس جالبی باشه.
    چشم، نگران نباش :)
  • زهیر خنیاگر
  • نمیشه به هیچکی اعتماد کرد ... منم آخرین بار از دوست خوردم ... یعنی تا دسته رفت تووم ... سیستم جاکش تر از این حرفاس ...
    پاسخ:
    یعنی به هیشکی‌ها! هرچی بزرگتر و پخته‌تر میشیم کثیفی‌های دنیا رو هم بیشتر میبینیم
    چه اتفاق مشابهی...
    پاسخ:
    ...
    من همیشه تو فضای مجازی ناشناس بودم
    چون همین حس ناامنیه خیلی بده
    ولی امیدوارم هرچی زودتر ب حالت قبلت برگردی:)
    پاسخ:
    من همیشه با هویت خودم بودم و نمیدونم چرا هیچوقت به ذهنم هم خطور نکرد که ناشناس باشم :|
    مرسی.
    بجز اینستاگرام که همه دوست و فامیل جزو فالوورام هستن ،هیچوقت تو فضای مجازی حتی با اسم خودمم نبودم ، چون دوست داشتم راحت باشم، احساس راحتی که تو وبلاگم دارم رو هیچ جا ندارم، آدرسشم به هیچکس نمیدم 
    پاسخ:
    خوبه.
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی