چند وقتی است که وقتی پنجره را باز و بیرون را تماشا میکنم حس خوبی پیدا میکنم با اینکه منظره همان منظره ی شش سال پیش است. فقط چند ساختمان جدید در آن دور دست ها ساخته اند. لذت خاصی دارد که باد لابه لای موهایم میپیچد و تار تار موهایم در هوا میرقصند! منظره ی تکراری را تماشا میکنم و از جاذبه ی زمین گرفته تا به زندگی و آینده ی خودم فکر میکنم. آنقدر فکر میکنم تا سرما به زور باعث شود پنجره را ببندم و برگردم به اتاقم!!