بچه‌هایی که در کودکی بعد از کتک خوردن حق گریه کردن را هم نداشتند و نباید صدایشان درمی‌آمد، وقتی که بزرگ شدند...
راستی من دفعه‌ی آخر که از سر بی‌حواسی پایم خورد به دستگاهِ توی باشگاه مثل همیشه فقط نفسم را حبس کردم و چشم‌هایم رو روی هم فشار دادم.

صدای گریه‌ی بچه‌ی همسایه می‌آمد که می‌گفت "آی دردم گرفت" و مادرش آرامش می‌کرد.


پ.ن: چهارمین مطلب امروز. پست قبلی؛ و زیادند امثال این مدیر