خیالپرداز نادان

من یک پارادوکس بزرگم

خیالپرداز نادان

من یک پارادوکس بزرگم

خیالپرداز نادان

مینویسم هرآنچه را در ذهنم میگذرد. مینویسم تا بتوانم زنده بمانم!

+ فقط و فقط مقدم کسانی را به وبلاگم گرامی می دارم که مرا بدون قضاوت می خوانند!

++ و بله! شاید خیلی منفی. وبلاگم صدای ناگفته‌هایم است.

+++ کوچ کرده از بلاگفا.

آخرین نظرات
  • ۲ ارديبهشت ۹۷، ۱۸:۴۰ - مسافر قلم
    ای کاش
پیوندهای روزانه

نکنه مرده‌پرست باشم؟!

يكشنبه, ۲۵ تیر ۱۳۹۶، ۰۱:۴۶ ب.ظ

من نه هیچ‌وقت به ریاضیات علاقه داشتم نه افراد معروف و توانای این حیطه رو میشناختم. قبلن حدود 2 سه بار از طریق همین فضای مجازی عکس مریم میرزاخانی رو دیدم و یه اطلاعات مختصر تا همین حد که از نابغه‌های ریاضیه و توی امریکا تدریس میکنه. اون موقع کوچیک‌ترو و خام‌تر و بودم و دنیا یه شکل دیگه بود برام. چند روز پیش که خبر بیماریش رو شنیدم ناراحت شدم. راستش مث اون زمان؛ عموم اوووونقدر بیمار بود ولی مث بچه‌ها امید داشتم خوب شه. ولی نشد. خیال می‌کردم مریم میرزاخانی هم مثل استاد شجریان این دوره رو می‌گذرونه. هرچند که استاد هم هنوز کامل خوب نشده... یادمه عید 95 که ویدیوی صحبتاش در رابطه با بیماریش پخش شد تا 3 روز گریه می‌کردم که نکنه یه وقت دووم نیاره؟! من هنوز کنسرتش نرفتم! این آدم حیفه که بمیره. مریم هم همینطور. با اون همه ایده و نقشه و فکرای بزرگ حیف بود که اینقدر زود بره. باید میموند و کلی معادله‌های بزرگ حل می‌کرد. کلی ایده و نظریه در رابطه با شکل دنیا ارائه می‌کرد. باید میموند تا دخترشم یه زن بزرگ مثل خودش بشه.
از دیروز که بهش فکر می‌کنم هی پیش خودم خجالت می‌کشم که دارم عاطل و باطل عمرم رو می‌گذرونم. همش وقتم رو توی اینترنت می‌گذرونم و رویاهام رو گذاشتم یه گوشه توی زنبیل. کاش یاد بگیرم از آدمای بزرگ تا وقتی که زنده‌ن الگو بسازم و دوسشون داشته باشم.
دختر تو حیف بودی! تو باید میموندی! می‌دونی، اگه کسی اون بالا، توی آسمونا، بالای ابرا بود که تو رو برنمی‌داشت ببره!! کلی آدم بیخود توی دنیاست که دارن میلیون میلیون آدم رو زجر میدن با کارا و حرفاشون. دیروز با خودم می‌گفتم انجلینا جولی هم در معرض این بیماری بود و نجات پیدا کرد. کاش تو هم خوب می‌شدی. کاش زیاد زجر نکشیده باشی.

 

 

پ.ن: مهتاب حقیقی،خواننده اوپرا و دختردایی مریم میرزاخانی، یک روز پیش از درگذشت مریم آهنگ "جان مریم" رو براش خوند و خواست که واسه سلامتیش دعا کنیم. حیف...

 


دریافت
مدت زمان: 2 دقیقه 24 ثانیه 

  • ۹۶/۰۴/۲۵
  • • عالمه •

نظرات (۴)

بعضیا هستن با زندگیشون چقدر قشنگ ثابت میکنن وسعت یه زندگی چقدر مهم تر از طولشه.
چقدر ناراحت شدم، حیف بود واقعا. خیلی حیف
همش دارم به اتفاقا فکر میکنم، دیروز این خبر خوندم که دهه هفتاد تو اون حادثه تصادف اتوبوس نخبه‌ها بود و نجات پیدا کرد، و حالا، یه جایی تو دهه نود...
خیلی عجیبه!
پاسخ:
آره واقعن.
دنیا جای عجیبیه.
امیدوارم قدرِ همه ی آدمای خوب و موفق رو بدونیم همیشه !
ادامه دادن راهشون و یا حداقل سعی کردن برای موفق شدن توی فیلدِ خودمون ، بزرگترین کاریه که میتونیم برای آرامششون و خوشحال کردنشون انجام بدیم :)
پاسخ:
آره. اگه زنده میبودن خوشحال میشدن.
  • میرزا ژوزف پولیتـزِر
  • من فکر مبکنم مرحومه ی محترم مریم میرزاخانی، داشتند به معادلاتی میرسیدند که برای بشریت زود بود. همه میدونیم که هیچ چیزی بی حکت نیست. خدایش بیامرزد. آمین
    هعی
    پاسخ:
    :(
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی