خیالپرداز نادان

من یک پارادوکس بزرگم

خیالپرداز نادان

من یک پارادوکس بزرگم

خیالپرداز نادان

مینویسم هرآنچه را در ذهنم میگذرد. مینویسم تا بتوانم زنده بمانم!

+ فقط و فقط مقدم کسانی را به وبلاگم گرامی می دارم که مرا بدون قضاوت می خوانند!

++ و بله! شاید خیلی منفی. وبلاگم صدای ناگفته‌هایم است.

+++ کوچ کرده از بلاگفا.

آخرین نظرات
  • ۲ ارديبهشت ۹۷، ۱۸:۴۰ - مسافر قلم
    ای کاش
پیوندهای روزانه

I feel blue

جمعه, ۷ مهر ۱۳۹۶، ۰۴:۰۷ ب.ظ

دیروز بعدازظهر حس عجیبی بود. ذوق داشتم ولی نمی‌دونم از چی! حسش مثل زمانی بود که یه آدم جدید وارد زندگیم شده. از اون‌جایی که نسبت به زندگی خیلی بی‌دقت شدم نشستم فکر کردم نکنه جدی یکی وارد زندگیم شده و یادم نمیاد!؟؟ تلگرم رو باز کردم تا مطمئن شم. خبری نبود. حالم خوب بود. آلبوم Harry Styles رو گوش می‌دادم و سرحال بودم.

این اواخر بعد از مدت‌ها از یکی خوشم اومد. دیروز هم به یادش بودم. رفتم پست‌های اینستاش رو نگاه کردم. دلم براش تنگ شده بود. نمی‌دونستم اصلن دوباره خودش پیام میده یا نه. از آخرین باری که حرف زدیم نمی‌دونم چند روز ولی بیشتر از یک هفته گذشته بود. بهش پیام دادم. همه‌چیز اوکی بود ظاهرن. چند ساعت بعدش همه‌چیز تموم شد! غمگین شدم. روزای سختی رو می‌گذرونم این چند وقت. نتونستم بغضم رو نگه دارم. خب حس خوبی بود وقتی باهاش حرف می‌زدم. درواقع حس خیلی خوبی بود! و من همین حرف زدن باهاش رو می‌خواستم که خب دیگه نمیشه. کل ماجرامون ساده و پیچیده و عجیب بود! بود، بود، بود! چقدر فعل گذشته! حتی الان که اینا رو تایپ می‌کنم تا زمانی که شما بخونیدش دیگه جزیی از گذشته محسوب میشه.
تعامل با آدما چقدر سخته. نمی‌فهمیم همو. هزاران سوالِ بی‌جواب با هرکاری میاد توی ذهنمون. از طرفی بدون آدما هم سخته. نمی‌دونم شاید انتخابامون اشتباهه یا هرچی. این وسط همش با احساساتمون درحال جدالیم. همه‌چیز با هم در تناقضه. نمی‌دونی باید چیو باور کنی. و اینکه آیا اصلن مهمه که حقیقت رو بفهمیم؟؟

می‌شد که مفصل‌تر بنویسم اما به همین میزان بسنده می‌کنم.

  • ۹۶/۰۷/۰۷
  • • عالمه •

نظرات (۵)

یا هر چی…
اصلا لازمه که حقیقت رو بدونیم؟ 
پاسخ:
لازمه که بدونم دوستم داشته داشته یا واسش سرگرمی بودم؟ دونستنش بهم کمک می‌کنه؟
زندگی چقدر پیچیده‌ست...
انتخاب سختیه … گذشتن از ذهنت و رویای خودمون 
پاسخ:
مسئله اینه که خیلی وقتا، مث الان، هیچ ذهنیتی ندارم. فقط سوال دارم!
چقدر از «یکی» خوب نوشتی
پاسخ:
ممنون.
هووم ، با عنوان یاد اهنگای Blues الویس افتادم .
ای کاش آدم ها ینقدر دچار سوء تفاهم نبودن ، که جرات نکنی به یکی بگی خوشم میآد ازت ! 
این خوش اومدن میتونه دو هزار معنی دیگه ای غیر از اون چیزی که طرف ممکنه فکر کنه داشته باشه ولی متاسفانه اون چیزی رو خودشون میخوان رو باور میکنن
به امید روزی که آدم ها اونقدری با هم راحت باشن که از دوست دارم ها سوء برداشت نکنن و بتونیم حس هامون رو راحت بروز بدیم. 
+ میدونم شاید کامنتم زیاد به پستت مربوط نباشه ولی خوب یاد این مساله افتادم :)
پاسخ:
به گمونم این سوبرداشت‌ها و سوتفاهم‌ها هیچ‌وقت تمومی نداره چون آدما با هم خیلی فرق دارن. مگر اینکه به روش کلونی کردن فکر کنیم!
کاش اینقدر با خودمون در جدال نبودیم،شاید اونوقت حل کردن معماهای رابطه هامون اسون تر بود
پاسخ:
کاش، ایکاش!
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی