کمی که در اینترنت بگردی می‌بینی ویدیو و راهکارهای «چطور سر تا پایمان را تغییر بدهیم که اینگونه به نظر برسیم و آنگونه نه» مثل ذرات خاک همه‌جا نشسته و هیچ موجودی هم پیدا نمی‌شود که بگوید شما همانطور که هستید دوست‌داشتنی و قابل احترامید و خودتان را همان‌طور که هستید بپذیرید و دوست داشته باشید. تا جایی هم که چشم کار می‌کند این ویدیوها مخصوص زنان است؛ چطور میکاپ کنیم که لب‌هایمان برجسته تر، گونه‌هایمان برجسته‌تر و استخوانی‌تر و دماغمان استخوانی‌تر و ریزتر به نظر برسد. این آموزش‌ها از صورت فراتر رفته و روی استخوان‌های ترقوه و نواحی بالای پستان هم اعمال می‌شود. بالاخره هرچه که باشد این روزها استخوان ترقوه و عدد محبوب(!) 85 خیلی طرفدار دارند! راهکار ارائه می‌دهند که چطور ترَک‌های بدنمان دیده نشود؛ منِ لاغرِ ورزشکار هم از این ترک‌ها دارم چه برسد به آن دسته از آدم‌های چاقی که ورزش نمی‌کنند و هیچ توجهی به سبک غذا خوردشان ندارند. روشن کردن رنگ پوستِ اندام جنسی و همچنین رنگ پوست زیربغل این روزها بسیار مورد استقبال و توجه قرار می‌گیرند -همچنان هیچ موجودی پیدا نشده که یاد آدم‌ها بدهد آدمی را آدمیت لازم است- در رابطه با زیربغل کمی جلوتر هم رفتند و نوعی از گریم را نشان می‌دهند که موهای ریزت دیده نشوند. خب حالا گیریم که 4تا تار مو دیده شوند، جرم است؟؟ بازار انواع وکس و موم و جلبک هم بسیاااار داغ است و نمی‌دانم چرا می‌خواهیم به قول امیر شمس بدنمان را همچون کودکان بی‌مو کنیم! در دنیایی زندگی می‌کنیم که نگران رنگ پوست آرنج و زانو و مفصل انگشتان هم هستند و این‌ها را دیگر نمی‌دانم کجای دلم بگذارم! در اینترنت به خوبی آموزش می‌دهند که چطور به‌صورت شبانه‌روزی نگران ظاهر باشی و میکرون به میکرون ظاهر خودت و دیگران را زیر ذره‌بین بگذاری. و یاد می‌دهند که چطور یک عروسک تزیینی پشت ویترین باشی. و چطور دیگر خودت نباشی و همه‌چیز را، سر تا پایت و هرچه که داری و نداری را جعل کنی. و هنوز هیچ موجودی نیامده که بگوید شاید بهتر است نگران قر و فر محتویات و اندیشه‌های داخل سَرمان باشیم!


پ.ن: دومین پست در 24 ساعت اخیر. مطلب قبلی؛ خودم را زیر علامت سوال می‌برم