آرایشگر قبل از شروع کارش بی‌کفایتی خود را در زمینه‌ی مادر بودن نشان داده بود. هنگام کار از مزایای شوهر کردن صحبت می‌کرد. آرایشگاه‌ها و سالن‌های زیبایی از آنجایی که زنانه هستند پس مکانی هستند که بیش از پیش در مسایل شخصی آدم دخالت می‌کنند. سپس بحث را به سمت و سوی ابروهایم برد؛ «ابروهات رو خودت برمی‌داری؟» دفعه‌ی قبل هم پرسیده بود. این‌بار پرسیدم «چطور؟ بده؟ متوسطه؟ خوبه؟» گفت لنگه‌به‌لنگه هستند. با خودم گفتم مهم نیست. امروز خط چشمم را نگاه کردم و دیدم که لنگه‌به‌لنگه است؛ «یکی نیس بهش بگه من خط چشامم میزون نیست، بعد تو انتظار داری ابروهام جفت یه‌شکل باشه؟!»