خیالپرداز نادان

من یک پارادوکس بزرگم

خیالپرداز نادان

من یک پارادوکس بزرگم

خیالپرداز نادان

مینویسم هرآنچه را در ذهنم میگذرد. مینویسم تا بتوانم زنده بمانم!

+ فقط و فقط مقدم کسانی را به وبلاگم گرامی می دارم که مرا بدون قضاوت می خوانند!

++ و بله! شاید خیلی منفی. وبلاگم صدای ناگفته‌هایم است.

+++ کوچ کرده از بلاگفا.

آخرین نظرات
  • ۲۸ ارديبهشت ۹۷، ۱۹:۲۷ - :-)
    :-((...
  • ۲۸ ارديبهشت ۹۷، ۰۴:۵۱ - زهرا حسین زاده
    آخ آره :(
پیوندهای روزانه

آقای فروشنده

چهارشنبه, ۱۶ اسفند ۱۳۹۶، ۰۳:۳۰ ب.ظ

رفته بودم که واکس بخرم. دو نفر داخل مغازه بودند. از صاحب‌مغازه پرسیدم که کدام واکس بهتر است. 5هزار تومان به فروشنده دادم و منتظر باقی پول ماندم. از این مدل فروشنده‌هایی‌ست که در نوبت آدم با دیگران صحبت می‌کند و من کلافه می‌شوم! رو کرد به من و گفت «خب چقدر بود قیمتش؟» گفتم «4هزار تومن» پرسید «خب چقدر باید بهت برگردونم؟» خندیدم و گفتم «هزار تومن!» فروشنده به شوخی پرسید «دلت میاد از منِ یتیم هزار تومن رو بگیری؟!» من باز هم خندیدم و گفتم «والا منم بازارم کساده!!!» فروشنده بلندبلند خندید. پولم را پس داد و من هم تشکر کردم و به راهم ادامه دادم.


پ.ن: دومین پست امروز. مطلب قبلی؛ مشکی

  • ۹۶/۱۲/۱۶
  • • عالمه •

نظرات (۳)

سلام 
جمله شما یه کمی ناجور بود 
پاسخ:
سلام.
اون فروشنده‌ست، منم فروشنده‌ی صنایع دست‌ساز خودم هستم!
من وبلاگ شما رو همیشه میخونم براتون کامنت هم میزاشتم :-)))
ون فروشنده شما رو می شناختند ؟ شغل شما رو می دونستند ؟
پاسخ:
خوشبختانه فروشنده همون چیزی رو برداشت کرد که منظور من بود.
نمیدونم چرا تا میخوان پول بگیرن از 100 تومنشم نمیگذرن اما تا میخوان پس بدن... :)))

این دوستمونم که کامنت گذاشته جمله ت ناجور بوده رو درک نمیکنم! :/
پاسخ:
عین راننده‌های تاکسی! :))

منم همینطور.
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی