رفته بودم که واکس بخرم. دو نفر داخل مغازه بودند. از صاحب‌مغازه پرسیدم که کدام واکس بهتر است. 5هزار تومان به فروشنده دادم و منتظر باقی پول ماندم. از این مدل فروشنده‌هایی‌ست که در نوبت آدم با دیگران صحبت می‌کند و من کلافه می‌شوم! رو کرد به من و گفت «خب چقدر بود قیمتش؟» گفتم «4هزار تومن» پرسید «خب چقدر باید بهت برگردونم؟» خندیدم و گفتم «هزار تومن!» فروشنده به شوخی پرسید «دلت میاد از منِ یتیم هزار تومن رو بگیری؟!» من باز هم خندیدم و گفتم «والا منم بازارم کساده!!!» فروشنده بلندبلند خندید. پولم را پس داد و من هم تشکر کردم و به راهم ادامه دادم.


پ.ن: دومین پست امروز. مطلب قبلی؛ مشکی