خیالپرداز نادان

من یک پارادوکس بزرگم

خیالپرداز نادان

من یک پارادوکس بزرگم

خیالپرداز نادان

مینویسم هرآنچه را در ذهنم میگذرد. مینویسم تا بتوانم زنده بمانم!

+ فقط و فقط مقدم کسانی را به وبلاگم گرامی می دارم که مرا بدون قضاوت می خوانند!

++ و بله! شاید خیلی منفی. وبلاگم صدای ناگفته‌هایم است.

+++ کوچ کرده از بلاگفا.

آخرین نظرات
  • ۲ ارديبهشت ۹۷، ۱۸:۴۰ - مسافر قلم
    ای کاش
پیوندهای روزانه

تیک تاک

دوشنبه, ۲۷ فروردين ۱۳۹۷، ۰۱:۵۰ ب.ظ

من از ساعت 12 ظهر می‌ترسم! ساعت 12 ظهر که می‌رسد یعنی نصف روز گذشته! ساعت 12 ظهر به یادم می‌آورد که چقدر کارِ انجام نداده در دنیا دارم و عمر ما چه سریع می‌گذرد. ساعت 12 ظهر یعنی حالا دیگر برای انجام دادن هر کاری دیر شده، خیلی دیر. باید سحرخیز می‌بودی.

  • ۹۷/۰۱/۲۷
  • • عالمه •

نظرات (۶)

به نظرمنساعت6بعدازظهرترسناکه ازاون ساعت به بعدخیلی زودمیگذره.
پاسخ:
برا من تایم بیرون رفتنمه.
یه بنده خدایی یه جمله ای داشت، میگفت برای هر کاری که بخپای انجام بدی ساعت 3 بعد از ظهر یا خیلی زوده یا خیلی دیر:)
پاسخ:
3 بعدازظهر برا من تایم استراحت بعد از نهاره.
من به شیش عصر این حس رو دارم! 

پاسخ:
چه جالب، یکی دیگه هم توی کامنت همینو گفت!
وبلاگ برتر شدنت مبارک خیالپرداز نادان عزیز:)
پاسخ:
صخره ^-^ مرسی ♥
  • زهرا حسین زاده
  • من از همه ی ساعتا میترسم
    اما ساعت سه ی صبح لعنتی ترین ساعت زندگی منه...
    پاسخ:
    یه وقتایی شب رو بیدار می‌موندم.
    من همیشه صبح ها واسه درس خوندن 6 بیدار می شدم
    6 میشد 6 و پنج دقیقه میگفتم امرز که رفت از فردا میخونم!
    12 ظهر این حس طبیعیه به نظرم :)
    پاسخ:
    نمی‌دونم چرا اینقدر دنبال اینم که زود بیدار و شم و همه کارامو زود انجام بدم!
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی