خیالپرداز نادان

من یک پارادوکسم

خیالپرداز نادان

من یک پارادوکسم

خیالپرداز نادان

مینویسم هرآنچه را در ذهنم میگذرد. مینویسم تا بتوانم زنده بمانم!

+ کوچ کرده از بلاگفا.

++ محلی برای تخلیه‌ی خشم، چسناله و اعتراض.

+++ رمز پست‌ها را برای آن‌هایی که باید، فرستاده‌ام.

آخرین نظرات

Dead are still living

پنجشنبه, ۳ خرداد ۱۳۹۷، ۱۲:۲۸ ق.ظ

سه سالی می‌شود که دیگر هم‌زبانی ندارم. از آن آدم‌هایی که هر وقتی، تاکید می‌کنم هر! وقتی، دلت خواست پیام بدهی و با هم صحبت کنید -آخ که چقدر ما طفلی هستیم! جای اینکه رو در رو، یا در آغوشِ هم، صحبت کنیم باید به هم پیام بدهیم!!!- از دیروز آهنگ House On A Hill را گوش می‌کنم. هی دلم تنگ می‌شود و هی نمی‌دانم برای چه کسی تنگ شده! غمگین می‌شوم. بغض می‌کنم. Telegram خلوت‌تر از همیشه. سکوت. بعد با خودم می‌گویم که شاید آن وقت‌ها فقط خیال می‌کردی که دوست‌پسرت هم‌زبانت هست. نمی‌دانم. نمی‌دانم.


پ.ن: ...House On A Hill - The Pretty Reckless is playing

۹۷/۰۳/۰۳
• عالیس •

نظرات  (۴)

کافیه اندازه ی سر سوزن کسی حرف هات رو متوجه نشه ، اون وقت قدر یک دنیا ترکت میکنند :)
از یه جایی به بعد انقدر خودت بودی و خودت ، دیگه انگار نمیشه کسیو وارد حریم کرد ...
پاسخ:
ایکاش فقط ترک کنند، دیگه حرف زیادی نزنن.
آره هیوا، خیلی سخت میشه.
برعکس تو من نزدیک دوساله از همه فراری ام و ترجیح میدم هیچوقت بهم پی ام ندن و زنگ نزنن .نمیدونم هم زبون نداشتن بدتره یا ادم زده شدن! شاید چندسال دیگه رفتم تو غار زندگی کردم :))
پاسخ:
این حسی که می‌گی رو بیشتر وقتا دارم، نسبت به آدم‌هایی که توی زندگیم کمرنگن. ولی دوست دارم یکی باشه که پررنگ باشه برام. 
۰۶ خرداد ۹۷ ، ۱۴:۰۰ آسـوکـآ آآ
من هم همین حس رو دارم
مخصوصا الان که آسمون رشت باریده
و تو دل بهار به غمگین ترین حالت ممکن خودش رسیده...
پاسخ:
آسمون رنگ داره می‌کشه ما رو! اصلن همش تقصیر اونه که غمگینم!!
هعی...
پاسخ:
هعی هعی...

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی