خیالپرداز نادان

من یک پارادوکسم

خیالپرداز نادان

من یک پارادوکسم

خیالپرداز نادان

مینویسم هرآنچه را در ذهنم میگذرد. مینویسم تا بتوانم زنده بمانم!

+ کوچ کرده از بلاگفا.

++ محلی برای تخلیه‌ی خشم، چسناله و اعتراض.

+++ رمز پست‌ها را برای آن‌هایی که باید، فرستاده‌ام.

آخرین نظرات

حتی با آن هنرمندِ دستفروش

يكشنبه, ۲۰ خرداد ۱۳۹۷، ۱۲:۱۱ ب.ظ

این حرف نزدن‌ها و خاموشی‌ها سپری بوده که خیال می‌کردم من را از نیش دیگران حفظ می‌کند غافل از اینکه بدانم آن‌ها سلاح‌های قوی‌تری دارند و هرطوری که شده تا اعماق روانت را سوراخ می‌کنند و بعد تو را با آن چاله رها می‌کنند و می‌روند پی کارشان! این سکوت‌ها نه تنها فایده نداشته بلکه مانعی بوده برای تغییر مسیر زندگی‌ام. هربار که آدم یا آدم‌های مشابه خودم را دیدم سکوت پیشه کردم و بعد مدام توی ذهنم با خودم می‌گفتم که اگر با او در فلان زمینه صحبت کرده بودم فلان‌طور می‌شد. چون که دروغ چرا؟! ما آدم‌ها به هم محتاجیم. ما بدون روابط شروع می‌کنیم گندیدن. هرچه سنم بیشتر می‌شود بیشتر به این پی می‌برم که اگر در فلان زمینه هم آشنا داشتم الان اوضاع بهتر بود. ولی این دهانِ مبارک باز نمی‌شود که نمی‌شود. چون می‌ترسم. از اینکه صحبت کنم و بی‌تفاوت رد شوند می‌ترسم. از این می‌ترسم که برخورد دلخواهم را نبینم. گاهی جهان اطرافم آنقدر ترسناک و در عین‌حال غم‌انگیز می‌شود که دلم فقط نیستی را طلب می‌کند.

۹۷/۰۳/۲۰
• عالیس •

نظرات  (۳)

من این اخلاقتو می پسندم 
اصلا سرلوحه زندگیم قرار دادم
ماها که این همه اعتماد کردیم 
پشتمونو ببینی کلی خنجره
بنظر راه درستی رفتی
دنیای ما پر شده از آدمهای اشتباهی
پاسخ:
ما هممون اشتباهی هستیم انگار.
آره واقعا آدم ها بدون هم گند میزنند.
نیستی هم خوبه
پاسخ:
نیستی خوب است.
۲۱ خرداد ۹۷ ، ۰۵:۱۱ خانم کوچیک
آمممم داشتم فکر می‌کردم که این ترس و همه‌امون داریمم.
اصلا شاید این مورد، یکی از دلائل سوق دادن ماها سمت نوشتن باشه، نمی‌دونم.
پاسخ:
نه هممون. ولی خب خیلیامون.
شاید.

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی