خیالپرداز نادان

من یک پارادوکس بزرگم

خیالپرداز نادان

من یک پارادوکس بزرگم

خیالپرداز نادان

مینویسم هرآنچه را در ذهنم میگذرد. مینویسم تا بتوانم زنده بمانم!

+ فقط و فقط مقدم کسانی را به وبلاگم گرامی می دارم که مرا بدون قضاوت می خوانند!

++ و بله! شاید خیلی منفی. وبلاگم صدای ناگفته‌هایم است.

+++ کوچ کرده از بلاگفا.

آخرین نظرات
  • ۲۸ ارديبهشت ۹۷، ۱۹:۲۷ - :-)
    :-((...
  • ۲۸ ارديبهشت ۹۷، ۰۴:۵۱ - زهرا حسین زاده
    آخ آره :(
پیوندهای روزانه

هیتلر درون

سه شنبه, ۳ آذر ۱۳۹۴، ۰۵:۰۹ ب.ظ

زمانی که یکم بزرگ شدم (از نظر فکری) و تقریبا خودم رو پیدا کردم و فهمیدم توی دنیا چه خبره، خیلی ها رو از توی فیثبوک انفرند کردم، خیلی ها رو از توی اینستگرم انفالو کردم، و از گروه های (به ترتیب زمانی) وایبر، واتس اپ، و تلگرم اومدم بیرون. اکثرشونم همکلاسی های دوران مدرسه و دانشگاه بودن. همه ی این کارا یعنی من دیگه نمیخوام با اون آدما در ارتباط باشم. اونوقت یکیشون که آخر این ماه عروسیشه توی تلگرم مسیج داده، و جدای از اون یه گروه زده تا یه روز قرار بذاره و بهمون کارت بده. این آدم مثل اون بقیه همکلایسا و بقیه آدما هیچوقت حوصله ی من رو نداشت، اونوقت انتظار داره من برم جشنش! خب آخه اصلا هیچ صمیمیتی بین ما نیست! داری منو دعوت میکنی که سالن جشنت شلوغ تر شه و هدیه هات بیشتر!! بقیه کسایی که مثل من توی گروه دعوتشون کرده اومدن خیلی ریاکارانه و متظاهرانه بهش تبریک گفتن و از روی اجبار توی گروه موندن. من چیزی نگفتم و از گروه اومدم بیرون. اونوقت با این حال بازم پیغام داد و اظهار ناراحتی کرد! منم نخونده، پاکش کردم. شاید به قول دوستم این کارم "هیتلر"ی بوده باشه، اما اقلا تظاهر نکردم که ازدواجش واسم مهمه. ضمن اینکه وقتی اون آدم برا من مهم نیست چرا باید براش آرزوی خوشبختی کنم؟! من هیچوقت نمیتونم نقش بازی کنم و چیزی رو بروز بدم که واقعیت نداره! هنوز یکم شک دارم که این کارم دور از ادب بوده یا نه، اما حداقل بیخودی پیش دیگران زبون نریختم. اگه این کار رو میکردم دیگه "من" نبودم، یکی میبودم غیر من. هنوز اونقدر بزرگ نشدم که با خیال راحت یه کاری رو انجام بدم و بعدش هی خودمو انالیز نکنم، اما همین تصمیمای کوچیک میتونه به بزرگ شدن من کمک کنه.

  • ۹۴/۰۹/۰۳
  • • عالمه •

نظرات (۲)

کاری که کردی از نظر منطقی و عقلانی درسته و کاملا باهات موافقم که آدم نباید نقش بازی کنه و درکتم میکنم که وجود اون آدم برات مهم نیست یعنی چی، ولی خب اینجا ایرانه و رفتاری که کردی، هرکس دیگه ایی هم اونکارو بکنه یه جور بی ادبی ب حساب میاد از نظر بقیه
مثلا میتونستی یکم ملایم تر رفتار کنی یا حداقل جوابشو میدادی D:
ولی اون دوستت الان اگه از دستمم ناراحت شده باشه زود فراموش میکنه چون درگیر کارای عروسیشه و اینا D: پس نو عذاب وجدان D:
پاسخ:
اگه جوابش رو میدادم باز میشد نقش بازی کردن! با یه همچین آدمی چه حرفی دارم که بزنم! |:
اون قطعا براش مهم نیست، مثل همیشه (:
آدم یجوری میشه وقتی میشنوه ،چون هنوز جا نیوفتاده
چون متاسفانه اونا میگن حسوده وفلان بسار
اما به قول خودت مهم خود آدمه ونظر دیگران باد هواست
ااما این همون نه گفتناست که آدمو میسازه تا کارای ابلحانه نکنه
 این همه بعلهههه گفتیم حالانهععععع بگیم
پاسخ:
مردم چون خودشون حسودن، فک میکنم بقیه هم هستن!!
دقیقا.
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی