انگاری چندسال اخیر انتقام می‌گیرم. انتقام همه ی آن سال هایی که دلم می‌خواست برویم شیراز ولی به زور مرا می‌بردند مشهد. به زور باید زیارت می‌کردم و مردم تکراری را می‌دیدم. حالا چندسال است که پدر ۲ هفته تعطیلات تابستانی اش را کنار ما در خانه می‌گذراند و حتی پیشنهاد رفتن به شیراز، خرید کردن در استان های دیگر و چترسواری وسوسه ام نمی‌کند که چمدان ببندم و با خانواده سفر کنم.