لیست، لیست، لیست! از وقتی که یادم می‌آید دفترچه داشتم و همه‌چیز را در آن لیست می‌کردم؛ لیستِ خریدنی‌ها، لیستِ انجام‌دادنی‌ها، لیست تکالیفِ هفته‌ی بعد، ... به قول هدیه، همکلاسی دبیرستانم، «دفترچه‌ی جادویی!» و چقدر همیشه انگیزه نداشتم که به کارهایم برسم. ولی مجبور بودم بنویسم تا یادم نرود. وقتی چندتا از آن‌ها خط می‌خوردند می‌رفتم صفحه‌ی جدید و قدیمی‌ها را به‌علاوه‌ی مواردی که جدید اضافه شدند لیست می‌کردم و این چرخه تا همین لحظه ادامه پیدا کرده و احتمالن تا دم مرگ هم ادامه خواهد داشت. حتی در میز کار مدیریت وبلاگم 18تا موضوع با کلیدواژه‌های مختلف دارم که باید درباره‌ی آن‌ها بنویسم و عمر بعضی از آن‌ها به 2 سال می‌رسد!!!


پ.ن: دومین. قبلی؛ «غذا حاضره»