خیالپرداز نادان

من یک پارادوکسم

خیالپرداز نادان

من یک پارادوکسم

خیالپرداز نادان

مینویسم هرآنچه را در ذهنم میگذرد. مینویسم تا بتوانم زنده بمانم!

+ کوچ کرده از بلاگفا.

++ محلی برای تخلیه‌ی خشم، چسناله و اعتراض.

+++ رمز پست‌ها را برای آن‌هایی که باید، فرستاده‌ام.

آخرین نظرات

ما هیچ‌چیزمان به آدمیزاد نرفته!

يكشنبه, ۱ مهر ۱۳۹۷، ۰۶:۴۰ ب.ظ

پارسال و سال قبل‌ از پارسال هم می‌خواستم چیزهایی بگویم، اما نشد! در زندگی من خیلی چیزها نمی‌شود. شاید بهتر باشد که کمی واقع‌بین هم باشم؛ در زندگی من خیلی چیزها نمی‌کنم! البته بهتر این است که این نشدن‌ها و نکردن‌ها را همین‌جا رها کنم و به موضوع اصلی بپردازم. چند روزی گذشته، اما به‌نظرم این همه سر و صدا و ترافیک و فرو کردن عقیده‌شخصی در حلق دیگران بسیار غیرضروری است. نیازی نیست که تمام ذرات دنیا را خبردار کنند که ناراحت(!) هستند -که گمان نمی‌کنم باشند و صرفا خیلی طوطی‌وار داستان‌هایی که از کودکی شنیده‌اند را تکرار می‌کنند- و آرامش را از سایر مردم سلب کنند و مرا ساعت 1 بعد از نصف شب از خواب بیدار کنند و مقادیر زیادی ناسزای ناشنیده برای خودشان جمع کنند. به‌نظرم همین‌ کافی‌است که لباس شیک بپوشند، دور هم جمع شوند و به احترام رفتگان یک دقیقه سکوت کنند.


پ.ن: سومی. قبلی؛ بیایید واقع‌بین باشیم

۹۷/۰۷/۰۱
• عالیس •

نظرات  (۲)

درود.

در قسمت معرفی وبلاگتان( زیر عکس سمت چپ بالای وبلاگتان)نوشته اید که فقط مقدم کسانی را به وبلاگم گرامی میدارم که "بدون قضاوت" میخوانند...

سوال من اینجاست که این "بدون قضاوت"به چه معناست؟
مگر میشود انسان بدون قضاوت در مورد چیزی در موردش نظر دهد و یا اصلا مدح یا ذم آن را کند؟
البته برخی تنها هنگامی که مورد انتقاد قرار میگیرند این جمله به ظاهر متمدنانه ولی در عین حال جاهلانه را به کار میبرند که آری!لطفا قضاوت نکنید!!!

اما هنگامی که برایشان چای ریخته میشود و نوشابه ها یکی یکی برایشان باز میشود و سبد سبد گلها برایشان ارسال میگردد به این نکته توجهی ندارند که این موارد از برای همان قضاوت شدنشان(مطالبشان) است و نه چیز دیگر!(که البته ممکن است چیز دیگری هم در کار باشد که آن هم باید گفت ،محصول قضاوتشان است).(البته لحن بنده را حمل بر گستاخی نفرمایید که این یک بحث است و در بحث هم بنده نوشابه برای دیگری باز نمیکنم).

آری!همه چیز ما در پرتو قضاوت های ماست حتی حضور ما در یک وبلاگ و خواندن مطالبش و ایضا لایک کردن و نظر دادن به مطالب آن و نیز حتی ایجاد یک وبلاگ( و تازه اینکه کوچ کرده از جای دیگری هم باشیم!).

دریاتان، بی کران.

بدرود.
پاسخ:
سلام.

این جمله نه «به ظاهر» متمدنانه‌ست و نه در عین حال «جاهلانه»! و بنده ترجیحم این بود که شما بعد از سوال «بدون قضاوت به چه معناست؟» منتظر جواب من می‌موندید و بعدش به بحث ادامه می‌دادید.

همه‌ی ما بعد از دیدن یه آدم، بعد از خوندن یه وبلاگ و یا حتی بعد از دیدن چندتا عکس، با توجه به دیده‌ها و خوانده‌ها یه شخصیت کلی ار اون آدم توی ذهنمون می‌سازیم. ولی اگه این شخصیت از نظر ما منفیه، لزوما نباید اون نتایج رو به زبون بیاریم و شروع کنیم به لجن‌پراکنی. چه بسا که برداشت‌های ما اشتباه باشه، چون ما خودمونم رو هم درست نمی‌شناسیم چه برسه به اینکه توی چند دقیقه بخوایم دیگران رو بشناسیم! تا زمانی که دیگران و سبک زندگیشون به ما آسیبی نمی‌رسونه، ما حق نداریم که درباره‌ش نظر بدیم. «بدون قضاوت» یعنی اگه شمای مخاطب به هر دلیلی از من و نوشته‌هام خوشتون نمیاد، بهتره که اون افکار رو پیش خودتون نگه دارید و انرژی منفی نفرستید برام! اگه این صفحه باب میل شما نبود، خیلی راحت می‌تونید این صفحه رو ببندید و ازش عبور کنید!

موفق باشید.
درود.

اینکه فرموده اید ما با دیدن یک فرد و یا خواندن مطالبش یک شخصیتی از او در ذهنمان میسازیم و با توجه به آن شخصیت در موردش نظر میدهیم(نقل به معنا).کاملا غلطه چرا که بنده تنها جمله شما را نقد کردم و اصلا هیچ شناختی نسبت به شما ندارم و اگر هم داشته باشم بر اساس آن شناخت گفته های شما را تحلیل نمیکنم.با این سخن شما یعنی بایستی اگر فردی گفت دو دو تا میشود چهارتا باید ابتدا او را بشناسیم و در انتها بعد از شناخت او این گفته او را تایید یا تکذیب کنیم!
در ضمن!
همین خود شما الان دارید با یک شناخت جزئی در مورد نظرات بنده و ایضا شخصیت بنده(که اصلا نشناختینش)نظر میدهید یا بهتر بگویم آن را قضاوت میکنید!این طور نیست؟
این مطلب که هر فردی تا جایی که سبک زندگیش به دیگران آسیب نزنه حق نداریم در موردش نظر دهیم دیگه چه صیغه ای است؟یعنی اینکه ما(پلیس و قاضی) در مورد قاتل فلان فرد نمیتونیم نظر بدیم چون هیچ ربطی به ما نداره و یا در مورد انبوهی از مسائل روز که هیچ دخلی به ما نداره حق نظر دادن نداریم!
سوال رو از این عمیق تر کنم!

این سبک زندگی افراد محدوده اش تا کجاست؟چه کسی این محدوده را مشخص میکند و با چه ملاک هایی؟
اصلا این فرد یا افراد که مسئول مشخص کردن این مرزها هستند به چه حقی چنین کاری میکنند؟کی به این افراد اجازه مشخص کردن مرزها رو داده؟این فرد یا افراد با چه حقی انساها را محدود میکنند؟

البته بماند که چنین باورهایی(آزادی در صورت عدم آزار دیگران و یا اینکه باید به عقاید دیگران احترام گزاشت و یا اینکه هر عقیده ای میتواند درست باشد و...)تماما باورهای لیبرالی است که در تعریف لیبرالیسم هم تنها به جمله "لیبرالیسم یعنی سوفیسم جدید"بسنده میکنم.

البته اگر بخواهید میتونید نقدهایی که به این جملات(باورهای لیبرالی)وارد شده و بی جواب های لیبرالها را به این نقدها در اینترنت جستجو کنید.

بفهمیم که چه میگوییم و چه مینویسیم.


آسمانتان،بی افق.

یا حق.
پاسخ:
سلام مجدد.

چیزهایی که گفتم صرفا مربوط به شخص شما نبوده. کلی عرض کردم.
و اینکه، ظاهرا من و شما هیچ شباهت فکری نداریم. ادامه‌دادن این بحث مثل امتداد دادن به 2تا خط موازیه. با اجازه از این بحث خارج می‌شم. تمایل ندارم به این استخراج افکار ادامه بدم.

موفق باشین.

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی