متاسفانه ما در دنیای آبنبات‌های رنگارنگ و یونیکورن زندگی نمی‌کنیم! کسی رنگین‌کمان بالا نمی‌آورد و داخل آب نمی‌شود که نفس کشید! اگر از ارتفاع پرت شویم، می‌میریم. و اگر هم زنده بمانیم، تبدیل می‌شویم به تکه‌ای گوشت که فقط می‌تواند چشمانش را تکان دهد. دنیای ما دنیایی واقعی است. ما «بوجک‌»هایی هستیم که حتا به دختر نوجوان خودش هم نمی‌گوید «تو زیبایی» چون اصلا معتقد نیست که دخترش زیباست -مثل مادر من- ما در Perfect world زندگی نمی‌کنیم و وقتی که احساس می‌کنیم احمق هستیم نباید از دیگران انتظار داشته باشیم برای آرام کردن ما بگویند «نه، تو احمق نیستی» اصلا چه کسی می‌داند؟! شاید معتقد باشند که ما احمق هستیم و ما با این درد دل کردن و انتظارات نابجا، آنها را مجبور می‌کنیم به دروغ گفتن و از خودمان یک احمق بزرگتر می‌سازیم. و اینجاست که از دنیا شاکی‌تر می‌شویم و مثل حال الانِ من؛ اگر کارد بزنید خونم درنمی‌آید. الان در حالتِ «خودم رو دوس ندارم» به سر می‌برم و نمی‌دانم این جنازه را کجا دفن کنم که از دستش خلاص شوم.