نردبان را تا طبقه‌ی سوم آوردم. تمام وسایل را ریختم وسط اتاق. گردگیری کردم. اضافه‌ها را ریختم دور. بعضی وسایل را منتقل کردم به انباری. دکور کتابخانه و میزم را عوض کردم. چندتا از کمدها را تمیر کردم. مهره‌های تخت را سفت کردم. همه‌ی این کارها را بدون کمک برادرم که اتاق و وسایل را با او شریکم انجام دادم. زمان برد تا یاد گرفتم که زمان بیشتری صرف کنم و بیشتر خسته شوم ولی از کسی که دلش نمی‌خواهد به من کمک کند، کمک نگیرم.


پ.ن: حالا فقط مانده کشوها و چندتا کمدها که باید تعدادی سبد بخرم تا مرتب شوند.