خیالپرداز نادان

من یک پارادوکسم

خیالپرداز نادان

من یک پارادوکسم

خیالپرداز نادان

مینویسم هرآنچه را در ذهنم میگذرد. مینویسم تا بتوانم زنده بمانم!

+ کوچ کرده از بلاگفا.

++ محلی برای تخلیه‌ی خشم، چسناله و اعتراض.

+++ رمز پست‌ها را برای آن‌هایی که باید، فرستاده‌ام.

آخرین نظرات

اسم پوشه را گذاشتم Salad

دوشنبه, ۳۰ مهر ۱۳۹۷، ۰۴:۲۵ ب.ظ

در ابتدا تصمیم گرفتم که اسم هر کسی که برایم موزیک می‌فرسند یا از وبلاگشان دانلود می‌کنم را در انتهای اسم آهنگ اضافه کنم. وسواس به من یادآوری کرد «اینطوری که همه‌چیز قاطی‌پاطیه و نمی‌تونی راحت پیداشون کنی؟!» سپس تصمیم گرفتم که برای هر شخص، یک پوشه‌ی جداگانه ایجاد کنم. بماند که پوشه‌ی «علی»‌ها چقدر زیاد بود و برای تشخیص و متمایز کردن آن‌ها از هم چقدر وقت و انرژی صرف کردم. در انتهای کار، و پس از تحمل یک دوره‌ی بسیار طولانی «وای من چقدر فایل مرتب نشده دارم! وای چرا تنبلی می‌کنم؟!» متوجه شدم که این کار هم حس بدی به من داده، هم بسیار وقت‌گیر است و همچنین به این دلیل که بعضی آهنگ‌ها را با گوشی و بعضی‌ها را با لپ‌تاپ دانلود می‌کنم، مرتب کردنشان کاری است دشوار. لذا، با خوشحالی اعلام می‌کنم که هر دو پروژه با شکست مواجه شد و حالا همه‌ی موزیک‌های دانلود شده داخل یک پوشه هستند و بار سنگینی از روی دوشم برداشته شده است.


پ.ن: وضعیت وبلاگنویسی سبز نیست. دیر به دیر می‌نویسیم. کم می‌نویسیم. برای هم کامنت نمی‌نویسیم. عده‌ای رها کردند و کانال زدند. تعداد ستاره‌های روشن هر روز کمتر می‌شود. جولیک و صخره غیب شده‌اند. مهرداد باز هم کامنت‌هایش را بسته. خسته و بی‌حوصله شده‌ایم. مانده‌ایم تنهای تنها...

۹۷/۰۷/۳۰
• عالیس •

نظرات  (۵)

فککنم فقط منم که خیلی پیگیر و فعالانه چسبیدم به همه جا :)))
پاسخ:
خدا زیادت کنه خواهر! :)))
۰۲ آبان ۹۷ ، ۱۵:۲۷ کلمنتاین ‌‌
خیلی دلم برای روزای اوج بلاگفا و وبلاگنویسی که عمیقا زنده بود تنگ میشه
پاسخ:
چقد خوب گفتی؛ «عمیقا زنده بود»! منم دلتنگ اون روزام.
۰۲ آبان ۹۷ ، ۱۵:۳۵ کلمنتاین ‌‌
میدونی عالمه؟ گاهی حس میکنم توی اون روزا جا موندم
پاسخ:
انگاری هر آدمی یه دورانی خوبی داره که توش گیر می‌کنه و هیچوقت نمی‌تونه فراموشش کنه. شاید چون توی اون دوران، دغدغه‌هام کوچیکتر بود و راحت‌تر بهشون می‌رسیدم. واسه همین حس بهتری داشتم نسبت به خودم و دنیا. شاید برا اینه که الان بزرگ شدم و حقیقت تلخ زندگی رو مزه کردم.
۰۲ آبان ۹۷ ، ۱۵:۵۲ کلمنتاین ‌‌
شاید :)
پاسخ:
:)
شتتتتتتت! اقا من واقعا انتظار نداشتم با اسم خودم تو پستات مواجه شم!!!! چهههه قدر شماها با معرفتید!!!!!! 
روزگار غریبی است عالی جان! نمیشد موند وگرنه من که کفتر جلد وبلاگ بودم و هستم! اگه راه داشت میموندم واقعا! الانم جای دوری نرفتم. یه حس گنده ای ته دلم نوید کام بک میده:) 
ماچ به موهای فرفری دلبرت:) 
پاسخ:
ای بابا، شکسته‌نفسی می‌فرمایید! هرچی باشه یه دونه صخره که بیشتر نداریم :)
هر جا که هستی امیدوارم دنیات رنگی باشه و لبخند روی لبات. و امیدوارم که زود برگردی.
ماچ.

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی