خیالپرداز نادان

من یک پارادوکسم

خیالپرداز نادان

من یک پارادوکسم

خیالپرداز نادان

مینویسم هرآنچه را در ذهنم میگذرد. مینویسم تا بتوانم زنده بمانم!

+ کوچ کرده از بلاگفا.

++ محلی برای تخلیه‌ی خشم، چسناله و اعتراض.

+++ رمز پست‌ها را برای آن‌هایی که باید، فرستاده‌ام.

آخرین نظرات

پیچ و تاب

سه شنبه, ۱ آبان ۱۳۹۷، ۱۰:۱۴ ب.ظ

اسفند 1396، ماه خوبی بود. هیچهایک کردم. گیاهخواری را آغاز کردم. تصمیم گرفتم که با موهایم نجنگم و سشوار کشیدن را کنار گذاشتم. روغن طبیعی خریدم و با موهایم آشتی کردم. روز اولی که با حالت طبیعی موهایم برای وکس صورت از خانه بیرون رفتم را یادم هست. موهایم موج داشت و به خاطر روغن نارگیل، براق بود. هوا آفتابی ولی سرد بود.زیپ کاپشنم باز بود و احتمالا کلاه گذاشته بودم. موزیک گوش می‌دادم و صدای دیگران را نمی‌شنیدم ولی از لب‌ها و نگاهشان متوجه متلک‌ها می‌شدم. نگاه‌های مردم سنگین بود، خیلی سنگین. تارهای مویم همانطور که دوست داشتم به دسته‌های نازک، جدا از هم بودند؛ انگار که تازه حمام آمده‌ باشم. تحمل مردم و نگاه‌ها و این حجم از عقب‌ماندگی فرهنگی برایم هر لحظه سخت‌تر می‌شد. قدم‌زنان برگشتم. موقعیت خانه‌ی ما به گونه‌ایست که از هر طرفش به نقطه‌ای از شهر راه دارد. از محله‌ی قدیمی‌مان برگشتم. عجیب بود. انگار که هیچ‌وقت آنجا زندگی نکرده بودیم! هیچ یادم نمی‌آمد که زندگی کردن در آن ساختمان چگونه است! حتی تعلق خاطر هم نداشتم. قدم زدم. دلم می‌خواست کاپشنم را دربیاورم؛ خیلی گرمم شده بود اما این کار فقط باعث می‌شد که بیشتر نگاهم کنند. درون سرم آشوب بود. با خودم می‌گفتم «این بود حرف مردم اهمیت نداره‌ای که می‌گفتی؟!» و از طرفی واقعا تحمل سنگینی آن همه نگاه، نگاه‌های مردانه، برایم غیرممکن بود. راهم را گرفتم و رفتم. سریعتر قدم برمی‌داشتم تا سریعتر برسم. پایم را که در خانه گذاشتم کلاه و کاپشن را درآوردم و پرت کردم روی تخت. مثل همیشه برهنه شدم و خودم را هم انداختم روی تخت.

حالا چند ماهی است که برای تقویت موهایم حنا هم می‌گذارم و با اینکه رنگ‌های فانتزی مو همچنان قلقلکم می‌دهند ولی سلامت موهایم را در اولویت قرار داده‌ام. حتی در جشن عروسی دوستم با حالت طبیعی موهایم شرکت کردم و راضی هم بودم. هنوز در زمینه‌ی فر طبیعی مو در حال آزمون و خطا هستم و اگر قسمت جستجوی بیان مثل بچه‌ی آدم کار می‌کرد، شما را ارجاع می‌دم به آن پستم که درباره‌ی ویدیوی یوتوب -همان که درباره‌ی روش‌های شخصی فر کردن مو به صورت طبیعی بود- نوشته بودم.

در طی این 8 ماه چند نفری به من گفتند که آرایشگاه سراغ دارند برای اینکه موهایم را صاف کنم. نقطه‌ای اشتراک کار این آدم‌ها این بود که هیچ‌کدام حتی سوال نپرسیدند که آیا من علاقه‌ای به صاف کردن موهایم دارم یا نه؟! و اصلا چرا باید از یک آدم که موهای مجعد یا فر دارد بپرسیم «موی صاف دوست داری؟؟!» همانقدر عجیب و گستاخانه است که بخواهیم بدون هیچ دلیلی از یک سفید پوست بپرسیم «پوست سیاه دوست داری؟؟» متاسفانه ملاک‌ها و استانداردها و تعریف ما جهان‌سومی‌های تباه از زیبایی حتی به درد خودمان هم نمی‌خورد. بار آخر موج موهایم را «روی اعصاب» خطا کردند و من فقط دلم می‌خواست که دستم را بگذارم جلوی چشمان موهایم تا مبادا این پیام را بخوانند و ناراحت شوند. چطور دلشان می‌آید که به این موج‌ها بگویند روی اعصاب، هان؟! چطور؟؟!

۹۷/۰۸/۰۱
• عالیس •

نظرات  (۷)

منم موهام فره ، اونقدری ک بعد حموم وقتی خشک میشن ، روسری سرم نمیشه ، اما همیشه گفتم و میگم خیلی خوشحالم بابت داشتن موهای فر ❤
پاسخ:
منم خوشحالم بابتش. پیچ و تابشون واقعا قشنگه.
۰۲ آبان ۹۷ ، ۰۱:۴۰ مجسمه ی متحرک
مهم رضایت خودته، ولاغیر... :)
پاسخ:
دقیقا همینطوره. ولی مردم علاقه دارن که دخالت کنن!
صاف؟ من درک نمیکنم آخه :)))
فر طبیعی خیلی قشنگه :)
پاسخ:
حالا این که سلیقه‌ایه. هر مدل مویی قشنگیای خودش رو داره. و هر کسی باید اون استایلی که بهش میاد رو پیدا کنه به نظرم.
منم موهام مجعده خیلی هم تلاش کردم تا یاد گرفتم وز نشه ! الانم خیلی راضیم :) ولی دقیقا همین چیزی که میگی برای منم پیش اومد .. جالبه حتی دوست نزدیکمم میگفت میخوای بیام واست اتو بکشم؟:| انگار دست ندارم خودم مثلا :)) 
ولی مهم اینه که تو اینه نگاه کنم کیف کنم ...

پاسخ:
والا، انگار ما دست نداریم یا به فکر خودمون نمیرسه! یا مثلا انگار زبون نداریم که سوال بپرسیم چطور صاف کنیم موهامونو!!
همینه :)
۰۲ آبان ۹۷ ، ۱۸:۲۶ زهرا حسین زاده
من موهاتو خیلی دوسدارم :)
پاسخ:
عاااا، مرسی ^-^
اینجور آدما واقعا درک ندارن و خودشون رو اعصاب ترینن -_- فر موهای ما واقعا به هیچکس جز خودمون ربط نداره. نمیدونم چرا درک چیز به این سادگی انقدر براشون سخته :/ من تازگیا کتیرا رو کشف کردم و از موهام راضی ترینم ^_^ ولی با این حال نگاه ها بیشتر شده و واقعا هم آزاردهنده س. متاسفانه...

+ موج موهات مثل دریاس و خیلیم قشنگه ^_^  خوشحالم که سشوار و کنار گذاشتی چون یه دوره ای موهای من با سشوار واقعا نابود شده بود و واقعا دوس ندارم هیچ مویی اونجوری بشه ❤
پاسخ:
عادت کردن توی زندگی این و اون سرک بکشن! بعد نمی‌دونم چرا همه عشق موهای صاف دارن! :| کلا اثر مردم به ویژگی‌های اروپایی‌ها علاقه دارن! پوست سفید، موی طلایی و صاف، چشم رنگی. قشنگ تباهیم ما!
عه، چه جالب! کتیرا چجوریه و برا چیه؟ فر موهای تو که عاااالیه *_____*


+ عااا، مرسی مهربون *-* آره واقعا می‌جنگیدم با موهام! حتا یه دوره که مرتب اتو میکشیدم جلوی موهامو -.- اصلا هر چیزی طبیعیش قشنگ‌تره ♥

دقیقا همینجورین یعنی :| خیلی تباهیم خیلی...
کتیرا رو از ساقه ی یه گیاه میگیرن، خشک میشه تیکه تیکه های خرد شده میفروشنش، معمولا عطاری ها دارن. یه روز میذاریشون توی آب چوش، یه ماده ی غلیظی میشه مثل ژل. میگن واسه تقویت مو و اینا مفیده ولی من به خاطر حالت دادن به موهام وقتی که هنوز موهام یه کمی خیسه میزنمش :)) خوبیش اینه ک چرب نیست. یه چیزیه مثل ژل ولی شیمیایی نیست که استرس کچل شدن داشته باشم :دی
پاسخ:
ها، راست میگی. قبلا هم اسمش رو شنیدم بودم. اون موقع نمی‌دونم برای صاف کردن می‌زدن به موهاشون یا همین حالت دادن. ولی خب تو که طبیعیش رو می‌زنی به موهات نه تنها ضرر نداره بلکه تقویت هم میشه *_*

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی