خیالپرداز نادان

من یک پارادوکسم

خیالپرداز نادان

من یک پارادوکسم

خیالپرداز نادان

مینویسم هرآنچه را در ذهنم میگذرد. مینویسم تا بتوانم زنده بمانم!

+ کوچ کرده از بلاگفا.

++ محلی برای تخلیه‌ی خشم، چسناله و اعتراض.

+++ رمز پست‌ها را برای آن‌هایی که باید، فرستاده‌ام.

آخرین نظرات

هنوز اسمی برای این موجود انتخاب نشده است

سه شنبه, ۲۲ آبان ۱۳۹۷، ۰۴:۱۸ ب.ظ

صبح چشمانم را باز کردم و دیدم جوراب‌های زمستانی‌ام کنار بالشتم هستند. مثل صبح دیروز و مثل صبح پریروز. اما این‌بار مطمئن هستم که نصف شب از گرما بیدار نشده‌ام و جوراب‌هایم را درنیاورده‌ام. چون حداقل باید یکی از این 3 مورد را یادم می‌بود. به علاوه اینکه دیشب خیلی سردم بودم. قبلا پیش آمده بود که صبح بیدار می‌شدم و می‌دیدم که فقط یک لنگه جوراب به پا دارم. نمی‌دانم شب‌ها چه اتفاقی می‌افتد. یعنی چه کسی علاقه دارد که جوراب آدم‌های در خواب را از پایشان دربیاورد، آن هم نه برای دزدیدن، بلکه فقط کنار بالشتشان بگذارد!!؟

۹۷/۰۸/۲۲
• عالیس •

نظرات  (۲)

۲۲ آبان ۹۷ ، ۱۶:۳۴ قلم به دست
مادر:)
پاسخ:
مامانم با ما زندگی نمی‌کنه. اگر هم بود چنین کاری نمی‌کرد.
و اینکه من خوابم خیلی سبکه. پتوم تکون بخوره بیدار میشم.
۲۲ آبان ۹۷ ، ۱۶:۴۶ פـریـر بانو
شاید کار خانواده‌اس! من بچه مدرسه‌ای که بودم شب‌ها با جوراب می‌خوابیدم ولی مامان نصف شب از پام در می‌آورد چون می‌گفت جوراب پوشیدن خوب نیست و حرارت بدن به جای پا از چشم می‌زنه بیرون. یه همچه چیزهایی! :تفکر
پاسخ:
بابا میگه پا باید شب نفس بکشه. ولی کسی توی خونه‌ی ما از این کارا نمی‌کنه؛ که بخواد دربیاره جورابم رو. و اینکه من خوابم خیلی سبکه. اگه دست به پتوم بخوره بیدار میشم.

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی