3 نفر از نوازنده‌های خیابانی روی صندلی‌های بدون تکیه‌گاه نشسته‌اند و در حال اجرا هستند. یک جهان‌سومی پیدا می‌شود و انگار که قاتل‌های زنجیره‌ای را پیدا کرده باشد، از پشت سرشان یقه‌ی 2تا از آن‌ها را می‌گیرد و می‌اندازد روی زمین و آن‌ها را مثل گونی پیاز حدودا نیم‌ متر روی زمین می‌کشد. بعد هم پایه‌ی نُت را برمی‌دارد و فیلم همینجا تمام می‌شود.

با هزاران دشواری بالاخره یک متخصص زنان خوب پیدا می‌کنم. برای 2 ماه آینده وقت خالی ندارد. با هر دردسری که هست نوبت می‌گیرم. روز موعود فرا می‌رسد و باید 3 ساعت برای دیدن دکتر صبر کنم. هر سری اسامی 5 نفر را صدا می‌زنند و خانم‌ها با هم می‌روند داخل. بله! باید 5 نفری ویزیت شویم! حریم شخصی و احترام و ایجاد اعتماد و محیطی امن برای بیمار، کشک! من اعتراض می‌کنم که می‌خواهم به تنهایی با دکتر صحبت کنم. به اجبار باید باز هم منتظر بمانم. در نهایت، «تنها» صحبت کردن با دکتر می‌شود مواجه شدن با دکتر و دختر جوانی که کنار دستش نشسته تا مشکلاتت را تایپ کند! و طبق معمول سوال ویرجین بودن را به صورت «مجردی یا متاهل؟» مطرح می‌کنند!
نوازنده‌های خیابانی گناه می‌کنند! نوازنده‌های خیابانی که ممکن است بر لب‌های کسی لبخند بنشانند و اسباب آرامش و تفریح مردم باشند، گناه می‌کنند و جز مشکلات این مملکت هستند و باید مجازات شوند. پزشک‌هایی که تجارت می‌کنند و آدم‌ها را همچون اسکناس و شاید هم گوسفند می‌بینند که گله‌ای ویزیتشان می‌کنند، این پزشک‌ها نیاز به رسیدگی ندارند و اصلا «حالا مگه چی میشه که چند نفری برید داخل؟!» و «وای فک کن یکی آشنا باشه و از زندگی آدم باخبر بشه!! هار هار!!»