خیالپرداز نادان

من یک پارادوکسم

خیالپرداز نادان

من یک پارادوکسم

خیالپرداز نادان

مینویسم هرآنچه را در ذهنم میگذرد. مینویسم تا بتوانم زنده بمانم!

+ کوچ کرده از بلاگفا.

++ محلی برای تخلیه‌ی خشم، چسناله و اعتراض.

+++ رمز پست‌ها را برای آن‌هایی که باید، فرستاده‌ام.

آخرین نظرات

کودکی

چهارشنبه, ۱۴ آذر ۱۳۹۷، ۰۱:۰۲ ق.ظ

من هنوز هم از تنها بودن در محیطی مثل خانه می‌ترسم! روز و شبش هم فرقی ندارد. هنوز هم وقتی که تنها هستم نمی‌توانم تشخصیص بدهم صداهایی که می‌شنوم واقعی هستند یا زاییده‌ی تخیلاتم. هنوز هم منتظرم یه موجود انسان‌نمای سر تا پا سیاه پیدا شود و دستانش را روی گلویم فشار دهد و... همه چیز تمام شود.

۹۷/۰۹/۱۴
• عالیس •

نظرات  (۲)

۱۴ آذر ۹۷ ، ۰۱:۱۸ آراگُل ‌‌
شاید هم یک غول آبی مهربان پیدا شود محکم در آغوشمان بکشد.
پاسخ:
آره شاید.
حالا چرا آبی؟
۱۵ آذر ۹۷ ، ۱۰:۳۹ آراگُل ‌‌
آبی دوست دارم ((=
پاسخ:
آها! :))

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی