من هنوز هم از تنها بودن در محیطی مثل خانه می‌ترسم! روز و شبش هم فرقی ندارد. هنوز هم وقتی که تنها هستم نمی‌توانم تشخصیص بدهم صداهایی که می‌شنوم واقعی هستند یا زاییده‌ی تخیلاتم. هنوز هم منتظرم یه موجود انسان‌نمای سر تا پا سیاه پیدا شود و دستانش را روی گلویم فشار دهد و... همه چیز تمام شود.