خیالپرداز نادان

من یک پارادوکسم

خیالپرداز نادان

من یک پارادوکسم

خیالپرداز نادان

مینویسم هرآنچه را در ذهنم میگذرد. مینویسم تا بتوانم زنده بمانم!

+ کوچ کرده از بلاگفا.

++ محلی برای تخلیه‌ی خشم، چسناله و اعتراض.

+++ رمز پست‌ها را برای آن‌هایی که باید، فرستاده‌ام.

آخرین نظرات

چون آدم دوست دارد که او را دوست بدارند

شنبه, ۱ دی ۱۳۹۷، ۰۱:۵۱ ق.ظ

آن موقع توی خانه‌ی ویلایی زندگی می‌کردیم. از کل تکنولوژی دنیا فقط یک تلویزیون زرد داشتیم که تصویرش سیاه و سفید بود و فقط 2تا شبکه داشت. طرف‌های ساعت 2 بعد از ظهر که می‌شد مادرم چادر سفیدش را سرش می‌کرد و دم دروازه‌ای که با صاحبخانه‌مان مشترک بود، می‌ایستاد تا به استقبال پدرم رفته باشد که از سر کار برمی‌گردد. گاهی اوقات هم با تلفن صاحبخانه‌مان زنگ می‌زد اداره‌ی بابا تا خسته نباشید بگوید و کمی صحبت کنند. بعد از دو سال زندگی در خانه‌ی ویلایی، نوبت به آپارتمان‌نشینی رسید. آنجا تلفن داشتیم و مادرم همیشه، به غیر از اوقاتی که با هم قهر بودند، به پدر زنگ می‌زد تا به رسم قبل، خسته نباشید بگوید و چند دقیقه‌ای را با هم صحبت کنند. پدرم عادت کرد. 12 سال از طلاقشان می‌گذرد اما هنوز دوست دارد که وقتی اداره است به او زنگ بزنیم. همیشه قبل از اینکه به خانه بیاید، زنگ می‌زد و می‌پرسد که چه چیزهایی برای خانه احتیاج داریم تا بخرد. حتی اولین روزی که سر کار رفتم به موبایلم زنگ زد و من داشتم شاخ گوزن درمی‌آوردم که چرا زنگ زده!!؟ و مثل تقریبا همیشه با بی‌حوصلگی و بداخلاقی گفتم که «زنگ زدن نداره!» می‌دانم که قصد خوشحال کردنم را داشت ولی گاهی برای خیلی کارها خیلی دیر است. پدر وقتی تلفنی با خواهر و برادر و فامیل‌هایش صحبت می‌کند خوشحال می‌شود. وقتی کسی به او پیام می‌دهد چشمانش برق می‌زند. هنوز دوست دارد وقتی که سفر یا ماموریت می‌رود زنگ بزنیم و حالش را بپرسیم. که البته من و برادرم خیلی خسته‌تر از این حرفاییم و بیشتر اوقات خود پدرم زنگ می‌زند. می‌شد که زندگی قشنگ‌تر از این حرفا باشد. می‌شد که زندگی دلگرم‌کننده باشد؛ مثل همان دقایقی که مادرم دم در سرپا منتظر و چشم به راه بود تا همسرش به خانه برسد.

۹۷/۱۰/۰۱
• عالیس •

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی