خسته‌ام. و کلافه. از خودم و از زندگی. این دو هفته‌ی اخیر آنقدر حرف زده‌ام که حالم از خودم بد می‌شود. احتیاج دارم گوشه‌ای بنشینم و خودم را مرور کنم. باید پوست بی‌اندازم. این تنها راه فرار من از خود من است.


پ.ن: ناشناس عزیزی 4شنبه‌ی هفته‌ی پیش بدون هیچ آدرس و نشانی برایم کامنت خصوصی فرستاد؛ حرف‌هایت باعث دلگرمی است. گاهی آن‌ها را با خودم مرور می‌کنم. بعضی‌هایشان تلنگری بودند تا به یاد بیاورم. از اینکه مرا می‌بینی و می‌خوانی ممنونم. شب و روزت آرام.