خیالپرداز نادان

من یک پارادوکسم

خیالپرداز نادان

من یک پارادوکسم

خیالپرداز نادان

مینویسم هرآنچه را در ذهنم میگذرد. مینویسم تا بتوانم زنده بمانم!

+ کوچ کرده از بلاگفا.

++ محلی برای تخلیه‌ی خشم، چسناله و اعتراض.

+++ رمز پست‌ها را برای آن‌هایی که باید، فرستاده‌ام.

آخرین نظرات

۳۰ مطلب در فروردين ۱۳۹۵ ثبت شده است

اعتراف میکنم؛ از خودم که پنهان نیست از شما چه پنهان گاهی اوقات دلم برای موهای بلندم و آن عکس های هنری که نگرفتم تنگ میشود (:

• عالیس •
۳۱ فروردين ۹۵ ، ۱۸:۰۹ ۰ نظر

من، زیر دوش حمام: میبینم که چند وقته دیگه سردرد ندارم.

ساعاتی بعد، سرم: هه! خیال کردی!!!

• عالیس •
۳۰ فروردين ۹۵ ، ۲۳:۰۲ ۰ نظر

گوجه ی رنده شده ی سرخ شده به عنوان ناهار! قرار بود بشه املت اما تخم مرغ تموم شده! کاش اون شب مامانت میگفت حوصله نداره، یا حداقل بابات میریخت رو فرش (:

• عالیس •
۳۰ فروردين ۹۵ ، ۱۵:۱۵ ۱ نظر

این روزها که خوب گوش میدهم صدای گوشخراش سمفونی رفاقت دیگران مرا کَر میکند!! ادعا! فقط حرف، فقط حرف، و باز هم حرف!!! بعد از مرگ دوستم تصمیم گرفتم بیشتر هوای دوستانم را داشته باشند اما دیدم نه! اکثرشان لیاقتش را ندارند! همانی هستند که بودند!! باز هم 5 ساعت نگذشته توخالی بودن ادعاهایشان رو میشود!! در همین لحظه لقب «دوست» را از آنها پس میگیرم...

• عالیس •
۳۰ فروردين ۹۵ ، ۱۳:۱۶ ۰ نظر

ما آدم ها میدانیم که قرار است همگی روزی بمیریم، روزی تمام میشویم، اما طوری زندگی میکنیم که انگار همیشه فردایی وجود دارد! انگار قرار است برای همیشه زنده بمانیم!! کارهایمان را موکول میکنیم به آینده ی نزدیک نامعلوم، احوال پرسی هایمان را هم همینطور. «امروز که نشد، فردا زنگ میزنم بهش!». اما همیشه اینطور باقی نمی ماند! روزی میرسد که آن «فردا» می آید اما «او» دیگر در آن فردا نیست!!! چون آدم ها نامیرا نیستند! همیشه یک نفر قربانی میشود تا ما بیشتر یاد بگیریم، تا بیشتر حواسمان را جمع کنیم، تا بیشتر قدر هم را بدانیم و چشمانمان را باز کنیم.

• عالیس •
۳۰ فروردين ۹۵ ، ۱۳:۰۸ ۰ نظر

مسخره یعنی اینکه که روی کره ی زمین 196 کشور وجود دارد ولی من در ایران متولد شده ام!


پ.ن: جبر جغرافیایی هم میگن بهش. هرچی هست سگ رید توش (:

• عالیس •
۳۰ فروردين ۹۵ ، ۱۲:۴۸ ۰ نظر

دلم میخواهد همه ی متن هایم خود به خود ترجمه شوند! یا مثلا ماشین ترجمه داشتم که تکالیف دانشگاهم را انجام میداد! اصلا ایکاش میتوانستم همه ی علم های دنیا را درون مغزم تزریق کنم!!!


پ.ن: تعطیلات عید به شدت انگیزه ام را کُشت و تنبل شدم!

پ.ن2: همین گشادبازی ها باعث میشوند بیشتر بی انگیزه شوم و بیشتر حس بدی داشته باشم.

پ.ن3: کلی کارِ انجام نداده دارم که باعث میشود دلم بخواهد بمیرم.

• عالیس •
۲۹ فروردين ۹۵ ، ۲۳:۰۶ ۰ نظر

دلم میخواهد یک پاکت از بهترین سیگار دنیا را بخرم و مثل Augustus هربار فقط یک نخ خاموش را بین لب هایم بگذارم و از اینکه به سیگار قدرت صدمه زدن به خودم را نمیدهم احساس رضایت کنم!!

• عالیس •
۲۹ فروردين ۹۵ ، ۰۰:۳۶ ۰ نظر

اینکه بعد از گذشت دو سال ناگهان پوشه ای ناشناخته در لپ تاپت پیدا کنی حس جالبی است، به خصوص اگر بَکاپ چت خودت و یکی از دوست پسرهای سابقت باشد که اتفاقا خیلی هم دوستش داشتی!!!

• عالیس •
۲۸ فروردين ۹۵ ، ۲۲:۳۰ ۰ نظر

ما در کشوری زندگی میکنیم که دکتر زنان، و حتی منشی هایش که نمیدانم این موضوع چ ربطی به آنها دارد که مدام از همه میپرسند! هنوز بر این باورند که مجرد بودن و باکرگی با هم رابطه ی مستقیم دارند!!!

• عالیس •
۲۸ فروردين ۹۵ ، ۱۶:۱۴ ۰ نظر