۳۸ مطلب در ارديبهشت ۱۳۹۶ ثبت شده است

نمیاد

درست 17 موضوع در لیستم هست که باید راجع بهشون بنویسم و چقدر حرفم نمیاد.

  • • عالمه •
  • يكشنبه ۳۱ ارديبهشت ۹۶ , ۱۲:۴۸

سلولی به اسم دنیا

پسرِ صندلیِ جلویِ تاکسی صدای موزیکش تا آخر زیاد بود. هوا گرم بود. ترافیک بود. و آهنگش تمام مسیر روی تکرار بود و مجبور بودم تمام مسیر به صدای وز وزی که از فاصله‌ی کمتر از نیم متری‌ام می‌آمد گوش کنم. هرکاری می‌کردم حواسم پرت نمی‌شد؛ مثل زمانی که زیرِ پتو هرکاری می‌کنم تا به صدای نوسانِ شیرآبِ توالت یا صدای تف‌های پیاپی توجه نکنم، نمی‌شود که نمی‌شود. دفعه‌ی بعد حتمن روی شانه‌اش میزنم و یادآوری می‌کنم که صدای موزیکش را کم کند. من هم وقتی با هندزفری وارد تاکسی یا اتوبوس خط واحد می‌شوم وسواسی‌تر از قبل حواسم به صدای موزیکم هست. دیگر چهاردیواری اختیاری نداریم.

  • • عالمه •
  • شنبه ۳۰ ارديبهشت ۹۶ , ۲۱:۲۶

امان از مردها

پسرا همیشه مینالن که دخترا فقط سیگنال میفرستن و پا نمیدن و تنگ‌بازی درمیارن و فلانن و... یه دختری هم که مستقیم بهشون میگه آقا جان تو خیلی هات هستی، و مستقیم بهش پیشنهاد میده، اون پسر مثل بز سرش رو میندازه و رد میشه. انگار نه انگار! :|
مواردِ زیادِ دیگه‌ای هم هستن که قبول می‌کنن و در نهایت با چسبوندن هزاران برچسب و با این دلیل که "اگه تو با من بودی، با 10 نفر دیگه هم بودی" دختره رو ول می‌کنن!
واقعن چتونه، ها؟! چند چندین با خودتون؟ آیا خودتون از فازتون خبر دارین؟! آیا اصلن می‌دونین چی می‌خواین؟!


پ.ن: سومین مطلب امروز. پست قبلی؛ برای امیرتتلو

  • • عالمه •
  • جمعه ۲۹ ارديبهشت ۹۶ , ۲۱:۵۷

برای امیرتتلو

یادم هست یک بار دیگر هم خواستم از امیرتتلو بنویسم اما آنقدر از زمانش گذشت که پشیمان شدم. این آقای مثلن محترمی که با وجود اینکه صدای خوبی دارد و توانایی خواندن هم دارد اما همیشه از اشعار سبک‌مغزانه در آهنگ‌هایش استفاده می‌کند، جسمش رشد کرده اما از نظر فکری هنوز یک پسر نوجوانِ دورانِ بلوغ است، به خودش اجازه می‌دهد که صدای ایران را قاطی جوک‌های بی‌معنی و لوسش کند. ما فراموش نکرده‌ایم که شما چه عکس‌هایی با چه دخترهایی گرفتی. ما آهنگ‌ها و موزیک‌ویدیوهایت را فراموش نکرده‌ایم. تاتوهایت که قابل فراموش شدن نیستند چون مدام جلوی دیدند. ما مصاحبه‌ها و حرف‌هایت در برنامه‌هایی که دعوت شدی را فراموش نکرده‌ایم. ما ویس‌ها و بی‌مزه‌بازی‌هایت را فراموش نکرده‌ایم. ما یادمان نرفته در و داف‌پرست بودی و در ماه رمضان به زن‌ها توهین می‌کردی که چرا خودشان را نمی‌پوشانند چون تو روزه داری و در دوران پاکی هستی و اصلن تو به کنار، آن جوان‌های بیچاره‌ی دخترندیده که امیرتتلو نیستند و دلشان هوس می‌کند!!!! آقای مثلن محترم! جنابعالی از لاین قرمز عبور کردی و پای هنرمندی را وسط کشیدی که عمرش را پای هنر گذرانده و جهانی شده. می‌دانی؟ بی‌سوادها به تو و امثال تو لقب استاد می‌دهند، آن هم مثل آب خوردن. ولی شجریان به این راحتی‌ها استاد نشده. اگر می‌توانی ربنا را بخوان، ببینیم چقدر در دل مردم جا پیدا می‌کنی. تو هر روز بیشتر دست و پا می‌زنی و بیشتر در باتلاق تنفر فرو می‌روی. من توبه‌ات را باور نمی‌کنم چون توبه‌ی گرگ مرگ است. تو را با دلقک‌بازی‌هایت تنها می‌گذارم.


پ.ن: دومین مطلب امروز. پست قبلی؛ انتظار هم نداشته باشید باهاتون درست رفتار کنن

  • • عالمه •
  • جمعه ۲۹ ارديبهشت ۹۶ , ۰۰:۴۸

انتظار هم نداشته باشید که باهاتون درست رفتار کنن

مشکل اینجاست که ما از مردایی انتظار داریم که زن رو بلد باشن و به ارگاسم برسونن که حتی نحوه‌ی صحیح مسواک زدن رو هم بلد نیستن.

  • • عالمه •
  • جمعه ۲۹ ارديبهشت ۹۶ , ۰۰:۰۵

خیلی چیزها در دنیا تغییر نخواهند کرد

ساااال‌ها طول کشید تا یاد بگیرم دختری که ایدل زندگی‌ام بود هرگز به سبک قدیمی‌اش برنمی‌گردد. ساااال‌ها طول کشید تا یاد بگیرم Avril Lavigne دیگر آن Tomboy سابق نخواهد شد. ساااال‌ها طول کشید تا یاد بگیرم دیگر هرگز در آلبوم بعدی‌ اوریل جایی برای راک‌اند‌رول وجود ندارد. ساااال‌ها طول کشید تا یاد بگیرم بیهوده امیدوار نباشم. ساااال‌ها طول کشید تا یاد بگیرم خودم را گول نزنم.

#انتخابات 

  • • عالمه •
  • چهارشنبه ۲۷ ارديبهشت ۹۶ , ۱۳:۳۰

توجه را گدایی نمی‌کنند

بعضی بچه‌ها تخس هستند. کارِ بد می‌کنند و وقتی بی‌توجهی مادر را می‌بینند آویزانشان می‌شوند که "نگام کن، با من حرف بزن، باهام قهر نباش". این‌ها که بزرگ شدند و صفحه‌ی پابلیک دختری را در Instagram دیدند شروع می‌کنند به لایک کردن عکس‌هایش و انتظار دارند دختر هم بعد از دیدن این کارِشان واکنش نشان دهد. و اگر واکنش نشان نداد در Direct خاظرنشان می‌شوند که "به آدمایی که ازت خوششون میاد توجه کن" انگار که خودشان تنها موجود دنیا هستند که این کار را کرده و درخواست توجه هم دارند. قطعن در ارتباطاتشان، به خصوص با دختران، موفق نیستند و وقتی با بی‌توجهی روبه‌رو شدند در نهایت با جمله‌ی "با من خوب باش" انتظار دارند که معجزه شود و برای آدم جذاب شوند.


- "سعی نکن به به من درس بدی."
+ ... (ولی تو خودت ازم خواسته بودی)

  • • عالمه •
  • چهارشنبه ۲۷ ارديبهشت ۹۶ , ۰۰:۰۶

خواهم رفت، به زودی

درست 13 اردیبهشت بود که با مدیرم، احتمالن برای آخرین بار، بحثم شد. آقای محترم انتظار دارند مشکلات سخت‌افزاری سیستم‌ها را هم من برطرف کنم!!! "خب کاری نداره که، راه‌اندازی شبکه رو یاد بگیرید. تعمیر کِیس‌های قدیمی رو یاد بگیرید. این مشکل چند ماه دیگه هم پیش میاد و ما نمی‌تونیم هر 4 پنج‌ماه یکی رو بیاریم و هزینه کنیم که سیستم‌ها رو تعمیر کنه." !!!!!! مرد حسابی مگه من مهندس کامپیوتر هستم؟! مگه بابت این کارها دستمزدی دریافت خواهم کرد؟! خوب است که خودت هم می‌دانی چه سیستم‌های قراضه‌ای را تحویل کادر داده‌ای! طوری می‌گویی "شما مسئول بخش کامپیوتر هستید، شما باید رفعش کنید" انگار روز مصاحبه گفته بودی چه چیزهایی میخواهی، کار با چه نرم‌افزارهایی را می‌خواهی!!! ماهی یک بار سر و کله‌ات پیدا می‌شود و می‌نالی که چرا تعداد اعضای کانال کم شده؟! اصلن مگه آموزشگاه کوفتی‌ات چند دانش‌آموز دارد؟! من با جمله‌ی "آقای ر، فکر می‌کنم بهتره که دنبال یه جایگزین برا من باشین" بحث را تمام می‌کنم. او اما گاردش را باز می‌کند و با لحنی صمیمی می‌گوید که "چشم، در اسرع وقت انجام وظیفه می‌کنم". ضربان قلبم بالاست. لبخندم خشک شده. از عالم و آدم طلبکارم. مهندس لعنتی را درست نیم ساعت بعد می‌فرستد تا به کامپیوترها و لپ‌تاپ‌ها سر و سامان دهد.
یک ساعت بعدش، سر و کله‌ی همکارم پیدا می‌شود که برای بار سوم درخواست می‌کند تا طرح گوهی پایان‌دوره عوض شود. من پتانسیل جویدن رگ گردن ملت را داشتم. می‌گویم که "چرا اول به تصمیم نهایی نمی‌رسید و بعد طرحی رو سفارش نمی‌دین؟ اگه قرار بود برای هر بار پول پرداخت کنین بازم این کار رو می‌کردین؟" و در جواب می‌فهمم که مدیر محترم به بقیه گفته که "میشه ازش به عنوان طراح هم استفاده کرد"! بله! من پتانسیل طراح شدن را دارم و او دستمزدی بابت این کار به من نمی‌دهد! همین‌قدر زرنگ(!)، همین‌قدر سودجو، همین‌قدر عوضی، همین‌قدر علاقه‌مند به بودن عکس آقا روی میز کار.

درست 14 اردیبهشت بود که عضله‌های ران پای راستم تمام مدت می‌پرید و درد داشت.


امروز که روی بنرها برچسب می‌زدم دلم گرفت. باید همه‌ی طرح‌هایم را بگذارم و بروم. حالا حس و حال نقاش‌هایی که بوم‌هایشان را نمی‌فروشند و جمله‌ی "اونا مث بچه‌هامن" را درک می‌کنم.


پ.ن: دومین مطلب امروز. پست قبلی؛ گاهی عاقل، گاهی ناقص

  • • عالمه •
  • يكشنبه ۲۴ ارديبهشت ۹۶ , ۲۳:۳۵

گاهی عاقل، گاهی ناقص

پای صندوق‌های رای هم رای هر دو زن، یک رای محسوب می‌شود؟! نه؟ عجب!!

  • • عالمه •
  • يكشنبه ۲۴ ارديبهشت ۹۶ , ۱۵:۲۷

وان دی

Zayn از گروه جدا شد و رفت دنبال همون چیزی که دوست داشت. کلی فحش خورد بابت این موضوع. اما درست 2 سال بعد، بقیه‌ی پسرا هم شروع کردن به تکی کار کردن و حالا Harry آلبوم جدید بیرون داده. کاشکی وقتی استراحتشون تموم شد و دوباره خواستن برگردن و One Direction رو ادامه بدن، Zayn هم برگرده :(

  • • عالمه •
  • جمعه ۲۲ ارديبهشت ۹۶ , ۱۷:۴۷
مینویسم هرآنچه را در ذهنم میگذرد. مینویسم تا بتوانم زنده بمانم!

+ فقط و فقط مقدم کسانی را به وبلاگم گرامی می دارم که مرا بدون قضاوت می خوانند!

++ و بله! شاید خیلی منفی. وبلاگم صدای ناگفته‌هایم است.

+++ کوچ کرده از بلاگفا.
پیوندهای روزانه